سید اسماعیل قافله باشی

اگر یک روز شعر نخوانم، پایان من است

اگر یک روز شعر نخوانم، پایان من است

به اعتقاد من؛ حافظ از تمام فرهنگ ماقبل خودش، نه فقط فرهنگ شعری که این مبحث به جای خودش، بلکه تمام ادبیات منثور ماقبل خودش را خوانده، ادبیات منظوم ماقبل خودش را خوانده، اصلا از فرهنگ، تاریخ و جغرافیای ماقبل خودش آگاهی کامل داشته و مطلع بوده و از همه آنها تاثیر گرفته و بر تمام فرهنگ بعد از خودش تاثیر گذاشته، یعنی هر شاعر و نویسنده ای که بعد از حافظ در ادبیات ما هست، از او تاثیر گرفته، حتی اگر خودش بخواهد یا نخواهد؛ در مجموع آنکه شعر حافظ در واقع حاصل ذوق، ادب، طبع روان، سواد و در نهایت دل با صفای حافظ است و خودش هم در جایی آن را بیان می کند و می گوید؛ «حافظ نهادِ نیکِ تو کامت بر آورد/ جان‌ها فدایِ مردمِ نیکو نهاد باد» که «نهاد نیک» در این بیت یعنی همان «صفای دل»، پس نتیجه می گیریم که از نگاه حافظ، «صفای دل» از همه چیز مهم تر است؛ حافظ از سواد هنر و استعداد شاعرانه برخوردار بوده، این ها همه به جای خودش، اما صفای دل از همه با اهمیت تر بوده و به قولی «هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند»؛ از چه هست که در هر خانه ایرانی هر چند فقیرانه، بعد از قرآن، یک دیوان حافظ وجود دارد.  
  • کد مطلب : 790
  • آبان ۱۶, ۱۴۰۱ - 4:41 ب.ظ
  • 236 بازدید