بحران فرهنگ و نسل بعدی

بر اساس تئوری دورکهایم و مرتون یکی از علل اصلی پیش پیدایش فساد در جامعه آن است که در بین اعضای جامعه آرزوها ، نیازها و اهداف بلندپروازانه جدید به وجود می‌آید اما در مقابل راه های ارضای آن نیازها محدود و یا مسدود می باشد لذا مردم آرزومند و ناکام از بیراهه و طریق نامشروع به دنبال دستیابی به اهداف می‌رود وقتی بیراهه رفتن شروع شود بعد از مدتی به عنوان یک روش ، هنجار و فرهنگ باب می شود.
اشتراک گذاری
10 مرداد 1401
132 بازدید
نویسنده : سید محمدرضا قافله باشی
کد مطلب : 478

سید محمد رضا قافله باشی/ مدیر مسئول: فرهنگ را مى توان نشانه میراث اجتماعى انسان ها دانست. به همین دلیل، مجموعه ویژگى هاى اساسى فرهنگ  که جامعه انسانى را از اجتماعات غیر انسانی متفاوت مى کند، اندیشه ورزى ، ،سخنورى، ابزارسازى،رسوم و به طور خاص حیات  اجتماعى که مشخص مى گردد، از جمله عناصر اصلى سازنده فرهنگ هستند.

فرهنگ ما چارچوب افکار و رفتارمان را مشخص می‌کند. افکاری که توسط فرهنگ‌مان در ذهن ما ریشه کرده بر درک ‌مان از افراد و وضعیتها تأثیر می‌گذارند.

نیاز ، سلیقه و لذت با محوریت این مفاهیم به شیوه های مختلف در محدوده مصرف سخن می کنیم لذت پرستی نیز البته یک مضمون قدیمی است که به عنوان مانعی در راه رسیدن به یک زندگی فضیلت محور و پسندیده مطرح بوده است اما در مباحث مدرن معانی جدید و وسیع تری پیدا کرده است اغلب تصور می‌شود مصرف مدرن به سبب میل به لذت گسترش یافته است. مصرف کننده مدرن اساسا لذت پرست است ؛ و لذت پرستی در نظام اقتصادی مدرن کارکرد دارد .غالباً تصور می‌شود عمل معطوف به لذت پرستی معلول استحاله ی شدید ارزش های فرهنگی یا تولد یک نوع شخصیت جدید و شخصیت خودشیفته است. اعمال لذت پرستانه با تغییرات تاریخی همراهند که گمان می رود اغلب نتیجه ظهور برخی گروه ها یا طبقات اجتماعی جدید اند .

 اخلاق جدید مبتنی بر لذت یا  به قولی” اخلاق تفریح” اغلب با ” اخلاق کار “که قبلا مسلط بود در تباین است چنان که لذت پرستی با پرهیزگاری تضاد دارد فرهنگ قدیمی تر شخصیت ، که بر فضای اخلاقی تاکید داشت ،جای خود را به فرهنگ جدید شخصیتی داده است که برای دوست داشتنی بودن و تحسین شدن تاکید می کند این تصور نیز وجود دارد که فرهنگ قدیمی تر کار و عقلانیت در معرض تهدید این اخلاق مصرف جدید است  که در عین حال برای ایجاد تقاضای پیش بینی پذیر و رو به تزاید مصرف‌کننده لازم پنداشته می‌شود چنین تقاضایی مستلزم پرورش خصایل ای همچون اسراف گری، راحت طلبی و از رده خارج کردن مصنوعی کالاهاست که همه مستقیماً ارزشهای کارآمدی و اخلاق کار را که نظام اجتماعی بر مبنای آنها استوار است نفی یا تضعیف می کند این دوگانگی مدرنیته یعنی تضاد بین کارآمدی و لذت را همچنین می‌توان امری غیر طبیعی و غیر واقعی دانست همانطور که روزالیند ویلیامز میگوید، این جنبه های تفاوت فرهنگی مدرن در حقیقت مکمل یکدیگرند فعالیت‌های در ظاهرمتغایر حسابگری عمل گرایانه و تخیل پردازی رویایی که در کسب و کار با یکدیگر ادغام شدند برای مصرف‌کنندگان جذابیتی داشتند زیرا آنها را به دنیای افسانه‌ای لذت و راحتی و سرگرمی دعوت میکردند.

تغییر در نیاز سلیقه و لذت یک جامعه مترتب هزینه های اجتماعی است .صاحب نظران در علوم جامعه شناسی به این ایده که هیچ تغییر اجتماعی بدون هزینه نیست توافق دارند هر چند که آنها نسبت به حجم ،آهنگ، تداوم ، تاثیرگذاری ،چگونگی توزیع این هزینه ها و سرچشمه های آنها اتفاق نظر ندارند . افزایش استاندارد های زندگی ، آموزش ، بهداشت ،  بهبود تغذیه ، کالا و خدمات ، اوقات فراغت و غیره همراه با مشکلاتی بوده است به گونه‌ای که در مقیاس کلان حیات اجتماعی و فرایند گذار تاریخی جوامع توام با بحران ها و هزینه های مختلف در سطوح و قالب های متعدد شده است .

روانشناسان اجتماعی نمونه آرمانی شخصیت انسانی را در قالبی که مازلو تحت عنوان انسان خودشکوفا نام می برد جستجو می نمایند چنین انسانی برخوردار از صفاتی چون درک رو شن و کارا از واقعیت ،  گشاده رویی نسبت به تجارب تازه ، انسجام ،وحدت شخصی ،اتکا به نفس، جاذبیت ، نشاط ،استقلال ، هویت مستحکم ، منحصر به فرد بودن ، بالندگی، خلاقیت و توانایی عشق ورزیدن می باشد این ویژگی ها تحت شرایطی که به وسیله تغییرات اجتماعی و فن شناختی حادث شده اند کمتر امکان پذیر است . از این منظر روانشناسان اجتماعی از هزینه های اجتماعی – روانی حاصل شده از تغییرات اجتماعی بحث می کنند به نظر آنها تحت تاثیر شرایط جدید انسانها توان فردی خود را برای درک و کنترل شرایط اجتماعی خود از دست داده اند.  استقلال فردی آنها کاهش پیدا کرده و برعکس بر وابستگی شان به ساختارهای اجتماعی و فنی افزوده شده است

بر اساس تئوری دورکهایم و مرتون یکی از علل اصلی پیش پیدایش فساد در جامعه آن است که در بین اعضای جامعه آرزوها ، نیازها و اهداف بلندپروازانه جدید به وجود می‌آید اما در مقابل راه های ارضای آن نیازها محدود و یا مسدود می باشد لذا مردم آرزومند و ناکام از بیراهه و طریق نامشروع به دنبال دستیابی به اهداف می‌رود وقتی بیراهه رفتن شروع شود بعد از مدتی به عنوان یک روش ، هنجار و فرهنگ باب می شود.  همچنان که اکثریت مشاهده کرده اند که وقتی در جاده های آسفالت شهر کمی ازدحام و راه بندان به وجود می آید ، برخی از رانندگان شروع می‌کنند به خارج از صف رفتن ، گاز دادن ، از بقیه جلو زدن .در این مثال عده‌ای سبقت گیرندگان را با انواع روش ها (پوزخند، فحش و غیره و یا پیچیدن جلوی آنها) توبیخ می کند. اما در موارد زیادی از بیراهه رفتن های اجتماعی ، ضابطه ای وجود ندارد و عموماً کسی کاری به کار بیراهه روندگان ندارند . بدین ترتیب بیراهه رفتن یک هنجار و فرهنگ میشود.  وقتی در زندگی اجتماعی  افراد احساس نیاز به دستیابی به اهداف دارند(همان تغییر سلیقه بر اساس لذت ها ) به همه ابزار ممکن متوسل می‌شوند و از آنجا که فرهنگ ایران یک فرهنگ قبیله ای ( طایفه ای ، هم روستایی و … ) است و نقش دولت ، قانون و هنجارهای رسمی بسیار ضعیف است از جانب خود مسئولان نیز رعایت نمی‌شود.  مردم همواره از افراد قبیله خود برای دستیابی به اهداف مشروع و نامشروع انتظار کمک دارند از این طریق این فرایند در جامعه به فرهنگ تبدیل می شود. وقتی فساد به فرهنگ تبدیل شد . کسی دیگر فکر نمی‌کند که کارش غلط است زیرا از یک طرف می بیند که همه اینطور رفتار می کنند و از طرف دیگر از او نیز انتظار دارند که او نیز آنگونه رفتار کند در انتها می توان گفت مبحث پرورش در ساحت نظام آموزشی و پرورشی بسیار حائز اهمیت بوده و قابل اعتناست و اگر به آن توجه داشته باشیم و با کمی اندیشه توسط مسئولان به سمت و سوی درست و هوشمندانه پرورش نسل آتی حرکت کنیم امیدواریم مسیر درستی برای این جامعه ترسیم کنیم .

تنها نمان به درد، کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *