گذری بر زندگی چند تن از مفاخر و مشاهیر قزوین از گذشته تا معاصر

تاریخچه و ریشه شهر قزوین به دوران ساسانیان باز می‌گردد؛ زمانی که به دستور شاپور پادشاه ساسانی رونق یافت. این شهر دردوره‌های پیشین، از مراکز مهم تمدن پیشاتاریخ بوده و شامل سرزمین‌های میان شهریار، جلگه ری و دشت قزوین بوده‌ است. این شهر با داشتن این سابقه تاریخی و موقعیت ممتاز جغرافیایی، یکی از شهرهای رجال خیز کشور هم بوده و نقش مهمی در پرورش شخصیت های برجسته ای همچون؛ عارف قزوینی، علی اکبر دهخدا، شهید رجایی و شهید بابایی و بسیاری دیگر داشته است که تحریر نام همه این مشاهیر کاری بسیار طاقت فرساست؛ مشاهیر بزرگی که در عرصه های تاریخ، فرهنگ، ادب و سیاست از این شهر کهن برخاسته اند، به طوری که تعدد آنها در مقایسه با شهرهای بزرگ تر مایه شگفتی است.
اشتراک گذاری
04 فروردین 1402
2892 بازدید
نویسنده : لیلا دودانگه
کد مطلب : 1161

تاریخچه و ریشه شهر قزوین به دوران ساسانیان باز می‌گردد؛ زمانی که به دستور شاپور پادشاه ساسانی رونق یافت. این شهر دردوره‌های پیشین، از مراکز مهم تمدن پیشاتاریخ بوده و شامل سرزمین‌های میان شهریار، جلگه ری و دشت قزوین بوده‌ است. این شهر با داشتن این سابقه تاریخی و موقعیت ممتاز جغرافیایی، یکی از شهرهای رجال خیز کشور هم بوده و نقش مهمی در پرورش شخصیت های برجسته ای همچون؛ عارف قزوینی، علی اکبر دهخدا، شهید رجایی و شهید بابایی و بسیاری دیگر داشته است که تحریر نام همه این مشاهیر کاری بسیار طاقت فرساست؛ مشاهیر بزرگی که در عرصه های تاریخ، فرهنگ، ادب و سیاست از این شهر کهن برخاسته اند، به طوری که تعدد آنها در مقایسه با شهرهای بزرگ تر مایه شگفتی است. علی ایحال در این مجال اندک به تعدادی از این سرآمدان قزوینی می پردازیم که در ادامه می خوانید.

***

  • عبید زاکانی، طنزپرداز و شاعر بزرگ قرن هشتم

خواجه نظام‌الدین عبیدا… زاکانی قزوینی، از خاندان زاکانیان قزوین بود که تیره‌ای از اعراب بنی‌‌خفاجه‌اند. این‌ها اعرابی بودند که در قرن دوم هجری به این منطقه کوچانده شدند تا قزوین رونق بگیرد. زاکانیان دو شعبه داشتند؛ یک شعبه اهل علم و حدیث و شعبه‌ دیگر اهل وزارت و صدارت و عبید از شعبه‌ دوم بوده است. او مقدمات علوم را در قزوین فرا گرفت و برای تکمیل آن به شیراز رفت. حافظ شیرازی و سلمان ساوجی هم‌عصر او بودند و بنا به قول مشهور او سری هم به بغداد زده است برای دیدار با سلمان ساوجی. فوت او را بین سال‌های ۷۶۸ تا ۷۷۲ هجری در اصفهان یا بغداد نوشته‌اند. حتی محل دفن او نیز محل تردید است. احتمالاً او را در ماهان کرمان به خاک سپرده‌اند. شهرت عبید به اشعار و نوشته‌های طنز او و به‌ویژه طنز سیاسی است. مثنوی عشاق‌نامه، نورالامثال، ریش‌نامه (طنزی در مورد ریش و مکافاتِ آن)، صدپند (شامل صد پند طنزآمیز)، رساله‌ی دلگشا (که به دو زبان فارسی و عربی است)، مثنوی موش و گربه (یکی از معروفترین آثار سیاسی که شهرت جهانی دارد)، رساله‌ی اخلاق‌الاشراف و چند کتاب دیگر آثاری از او هستند که تا روزگار ما رسیده‌اند.

  • میرعماد قزوینی، خوشنویس

میرعماد قزوینی در قزوین خوشنویسی آموخت و در تبریز به جرگه‌ی شاگردان محمدحسین تبریزی درآمد. میرعماد از تبریز به عثمانی و حجاز رفت و سپس به ایران بازگشت. مدتی در خراسان و هرات به کاتبان کتابخانه‌ فرهاد خان قرامانلو، از امرای لشگریان شاه‌عباس، پیوست. پس از قتل فرهاد خان به قزوین آمد و در ۱۰۰۸ قمری به اصفهان رفت. عباس دوم دوازده سال بود که به تخت نشسته بود و صفویه در اوج قدرت و شوکت به سر می‌برد. از این رو، هنرمندان و صنعتگران راهی اصفهان می‌شدند تا از نظر مادی و معنوی ترقی کنند. میرعماد نیز عریضه‌ای به نستعلیق در مدح شاه نوشت و برای او فرستاد. شاه را خوش آمد و او را به دربار فرا خواند. میرعماد تغییراتی در قواعد نستعلیق به وجود آورد. خط او به حدی متعالی شد که گفته می‌شود هنوز نظیری برایش سراغ نکرده‌اند. او شانزده سال در اصفهان اقامت کرد. شاگردان بسیاری را آموخت و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت. میرعماد خود را از سادات حسنی می‌دانست و از این رو، رقمِ امضایش «میرعماد حسنی» بود. مرگ او در سال ۶۳ زندگی‌اش اتفاق افتاد. آثار او اکنون به موزه‌ی خوشنویسی قزوین واقع در کاخ چهلستون منتقل شده‌اند.

  • حاج ملامحمدتقی بَرَغانی (شهید ثالث)، فقیه و مبارزِ دینی

حاج ملامحمدتقی بَرَغانی پس از آموختن مقدمات و سطوح فقه در قزوین، به قم رفت و شاگرد میرزای قمی شد. سپس به اصفهان و نجف رفت و به اجتهاد رسید. در بازگشت از عراق، مدتی را در تهران زیست. فتحعلی‌شاه بر او خشم گرفت و شیخ مجبور به ترک تهران و عزیمت به قزوین شد. در قزوین مرجعیت یافت و مورد احترام خاص و عام قرار گرفت. از آن طرف، شیخ احمد احسائی، مؤسس فرقیه‌ی شیخیه (بابیه)، گاهی به قزوین می‌آمد و مجلس درس تشکیل می‌داد و در مسجدالنبی نماز جماعت می‌گذاشت. آخرین بار در ۱۲۴۰ قمری که به قزوین آمد با ملامحمدتقی بر سر معاد اختلاف یافت و ملا او را تکفیر کرد. شیخ که به تکفیر دچار شده بود، توقف در قزوین را جایز ندانست و راهی عتبات و از آنجا مکه شد و بین راه جان سپرد. لقب شهید را تا کنون به سه نفر داده‌اند. هر سه‌ این افراد از فقهای شیعه‌ی اثنی‌عشری بوده و به بهانه‌ی مذهب خود به قتل رسیده‌اند. شهید اول، محمد بن مکی صاحب کتاب لمعه‌ دمشقیه، از معتبرترین متون فقهی شیعه، است که در سال ۷۸۶ قمری به فتوای دو تن از قاضیان حکومتی به قتل رسید.

  • علامه علی‌اکبر دهخدا، طنزپرداز دوره‌ مشروطه و لغتنامه‌نویس بزرگ ایرانی

پدرش خان‌باباخان از مردم قاقازان قزوین بود که چندسالی قبل از تولد دهخدا از قزوین به تهران مهاجرت کرد. در ده‌سالگی پدر مرد و دهخدا به سعی مادر به آموزش علوم دینی و عربی پرداخت و به مدرسه‌ی شیخ هادی رفت. در سال ۱۲۷۵ شمسی دانشجوی مدرسه‌ی علوم سیاسی شد و زبان فرانسه آموخت. سپس همراه معاون‌الدوله‌ی غفاری که سفیر ایران شده بود در بالکان راهی اروپا شد. دو سال در وین ماند و علوم جدید آموخت. او همزمان با آغاز انقلاب مشروطه به ایران بازگشت و با همکاری میرزا جهانگیرخان و قاسم خان صوراسرافیل، روزنامه‌ی «صوراسرافیل» را منتشر کرد. در این روزنامه چرند و پرند می‌نوشت و دخو امضا می‌کرد که اصطلاحی است قزوینی به معنی دهخدا.

در جریان ملی شدن صنعت نفت طرفداری مصدق را کرد که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این بهانه آزارها دید. تا این زمان ۲۰ جلد از لغتنامه منتشر شده بود. برای انتشار لغتنامه مجلس اجازه‌ی‌ مخصوصی به دولت داد. دهخدا هرگز برای کارش حق تألیف نگرفت. دهخدا یک‌تنه کاری را که از عهده‌ی ده‌ها پژوهشگر و نویسنده و محقق برنمی‌آمد انجام ‌داد. سرانجام در ۸ اسفند ۱۳۳۴ در ۷۵سالگی از دنیا رفت و در ابن‌بابویه به خاک سپرده شد.

  • محمدعلی رجایی، دومین رئیس جمهور اسلامی ایران

۱۴ ساله بود که به تهران آمد و در بازار تهران به شاگردی و دستفروشی مشغول شد. با مدرک ششم ابتدایی به نیروی هوایی رفت و گروهبان شد. پنج سال بعد دیپلم گرفت. در سال ۱۳۳۴ از نیروی هوایی استعفا داد و یک سال در بیجار معلمی کرد. سپس به دانشسرای عالی رفت و لیسانس گرفت. در سال ۱۳۳۹ در آزمون فوق لیسانس آمار پذیرفته شد و همزمان به تدریس در مدرسه‌ی کمال پرداخت. بعد از اخذ مدرک فوق لیسانس آمار در سال ۱۳۴۰برای معلمی به شهر خود، قزوین، برگشت. دو سال بعد حین پخش اعلامیه‌های نهضت آزادی دستگیر شد و به زندان افتاد. پس از آزادی، همراه با جلال‌الدین فارسی و محمدجواد باهنر، بقایای هیئت‌های مؤتلفه‌ اسلامی را سامان داد و بنیاد رفاه و تعاون اسلامی را به وجود آورد. پس از پیروزی انقلاب، ابتدا مسئول بازگشایی مدارس و بعد مشاور وزیر آموزش و پرورش شد. در سال ۱۳۶۰ مجلس رأی عدم کفایت به بنی‌صدر داد. در ۱۱ مرداد همان سال، مردم ایران با ۱۴ میلیون رأی رجایی را به عنوان دومین رئیس‌جمهور برگزیدند. اما یک ماه بعد، در هشتم شهریورماه، بمبی در ساختمان نخست‌وزیری منفجر شد که در اثر آن، وی و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر وقت به شهادت رسیدند.

  • بهاءالدین خرمشاهی، قرآن‌پژوه و حافظ‌‌شناسِ معاصر

دوازده فروردین ۱۳۲۴ در قزوین به دنیا آمد. پدر و اجداد او اهل خرمشاه یزد بودند. سال‌ها نزد پدر که به علوم دینی و زبان عربی مسلط بود درس معقول و منقول خواند. در سال ۱۳۴۲ دیپلم طبیعی گرفت و برای ادامه‌ تحصیل به تهران آمد. ابتدا وارد دانشکده‌ پزشکی شد، اما خیلی زود انصراف داد و در امتحان ورودی رشته‌ ادبیات فارسی شرکت کرد. در سال ۱۳۴۷ لیسانس ادبیات فارسی گرفت در حالی که محضر استادانی چون سیدجعفر شهیدی، آیت‌اله شعرانی، ناتل خانلری و ذبیح‌اله صفا را درک کرده بود. مدتی را در لغتنامه‌ دهخدا کار کرد. او بیش از ۵۰ کتاب تألیف یا ترجمه و هزار مقاله در مطبوعات منتشر کرده است. از این تعداد ۳۲۰ مقاله، نقد علمی بوده که از این نظر پیشکسوت نقدنویسی در ایران است. خرمشاهی ۱۵ جایزه‌ علمی دریافت نموده که چهار مورد آن مربوط به کتاب‌هایی است که برگزیده‌ کتاب سال شده‌اند. ترجمه‌ای دقیق و فنی از قرآن کریم، ترجمه‌ی «دین‌پژوهیِ» میرچا الیاده، ترجمه‌ «عرفان و فلسفه‌» استیس، تألیف «چارده روایت» درباره‌ شعر و شخصیت حافظ، تألیف «جهانِ غیب و غیبِ جهان»، تألیف «تفسیر و تفاسیر جدید»، ترجمه‌ «خدا در فلسفه» و چند ده کتاب دیگر از جمله‌ آثار خرمشاهی است.

  • ابوالحسن اقبال آذر(خواننده موسیقی ایرانی و صاحب یکی از قوی ترین صداها در آواز ایرانی)

ابوالحسن قزوینی ۱۲۴۵ الوند قزوین – ۱۳۴۹ تبریز فرزند ملا موسی معروف به اقبال السلطان و اقبال آذر خواننده موسیقی ایرانی و صاحب یکی از قوی ترین صداها در آواز ایرانی بود.

وی در روستای الوند واقع در ۶کیلومتری قزوین به دنیا آمد.پدرش ملا موسی از مدرسان مدرسه حاج ملا صالح قزوینی بود. اقبال در ۷ سالگی پدرش را از دست داد و همراه خانواده اش راهی قزوین شد.

شوق و اشتیاق به فراگیری او را به محضر حاجی ملا کریم جناب قزوینی-از خوانندگان دربار ناصرالدین شاه-کشانید و ظرف مدت کوتاهی به ردیف های موسیقی ایرانی تسلط یافت.اقبال در جوانی راهی تبریز شد و آواز و قدرت بی نظیرش در مدت کوتاهی باعث شهرت و ورودش به دربار محمدعلی میرزا(ولیعهد) شد. رضاقلی میرزاظلی و ابراهیم بوذری که از مفاخر موسیقی ما محسوب میشوند از شاگردان او میباشند. و…… ابوالحسن اقبال آذر بعد از گذشت یک قرن، با کوله باری از عشق یه میهن وخدمت به موسیقی ایرانی در تاریخ سوم اسفند ۱۳۴۹ چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه شابا در تبریز به خاک سپرده شد.”

  • سیدموسى زرآبادى قزوینى (عالم و عارف شیعه)

حضرت آیت اله سید موسى زرآبادى از عالمان جامع معقول و منقول و ذوفنون و از نوادر روزگار و از متوسلان واصل، و از مستنیران انوار ولایت، و از عابدان و زاهدان و پرهیزکاران بى نظیر و بالغ در سعادت، و نمونه کامل یک تربیت یافته در مکتب قرآنى در علم و عمل مى باشد.

وی در سال ۱۲۹۴ هجرى قمرى در قزوین دیده به جهان گشود. مادر وى بانویى صالحه و دختر یکى از علماى قزوین بود و پدر او حجت الاسلام والمسلمین سید على زرآبادى قزوینى (م: ۱۳۱۸ ق) از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانى و حقایق بى شمار بود.

تبار و نسب سیّد، به شهید اهل البیت زید بن علىّ بن الحسین(علیهم السلام) مى رسد بدین گونه سید موسى زرآبادى از سادات حسینى است، چنان که نقش مهر ایشان «موسى الحسینى» بوده است؛ اجداد ایشان همگى از علما و مروّجین دین مبین بوده اند.

او شاگردان زیادی در قزوین تربیت کرد که بعدها در تهران و مشهد و خود قزوین به تدریس مشغول بودند. از مرحوم زرآبادی، آثار و نوشته های فراوان وارزشمندی نیز به جا مانده است. آیت اله زرآبادى در روز ۲ ربیع‌الثانی ۱۳۵۳ ق. (۲۴ تیر ۱۳۱۳ ش) در شهر قزوین درگذشت و در صحن آرامگاه شاهزاده حسین دفن شد.

  • سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

شهید عباس بابایی در چهاردهم آذر ۱۳۲۹ در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش اسماعیل و مادرش فاطمه خوئینی نام داشت.

وی دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در دبیرستان «نظام وفا» شهر قزوین گذراند. پس از اخذ دیپلم، در سال ۱۳۴۸ در رشتهٔ پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال ۱۳۴۹ به آمریکا اعزام شد. پس از بازگشت با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – ۱۴ به نیروی هوایی، وی که خلبان ماهر شکاری اف – ۵ بود، برای پرواز با هواپیمای اف – ۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.

شهید بابایی پس از ۶۰ مأموریت جنگی موفق، در صبح روز ۱۵ مرداد سال ۱۳۶۶، مصادف با روز عید قربان، به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار صحیح اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای اف–۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمدند و وارد آسمان عراق شدند و پس از انجام مأموریت و در بازگشت در منطقه عملیاتی سردشت در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله‌های پدافند هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

  • سید علی اکبر ابوترابی(روحانی و سیاستمدار)

سیدعلی اکبر ابوترابی‌فرد در ۶ شهریور ۱۳۱۸ در قم و در خانواده‌ای روحانی و قزوینی‌تبار دیده به جهان گشود. پدر وی سید عباس ابوترابی‌فرد نام داشت. وی از خاندان سادات سکاکی بود. ابوترابی دوران ابتدایی را در مدارس دولتی قم سپری کرد. وی سپس وارد مدرسه دین و دانش شد. مرحوم ابوترابی به دلیل علاقه وافر به ورزش، مشتاق ورود به دبیرستان نیروی هوایی بود، سپس با وجود مخالفت اعضای خانواده‌اش، ابتدا دانشکده خلبانی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد.

وی در جریان مشاهده رفتارهای غیراسلامی از ادامه تحصیل منصرف شد. وی در سال ۱۳۳۹ با وجود اصرارهای دایی‌اش مبنی بر عزیمت به آلمان و ادامه تحصیل در آن کشور، عازم حوزه علمیه مشهد شد.

با شروع جنگ ایران و عراق، مرحوم ابوترابی عازم جبهه شد و در خلال جنگ در کنار مصطفی چمران حضور داشت و در ۲۶ آذر ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای عراقی درآمد. وی نقش عمده‌ای در اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق داشت.همچنین او نمایندهٔ اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق بود.

سید علی‌اکبر ابوترابی در دوازدهم خرداد ۱۳۷۹ در مسیر زیارت حرم علی بن موسی الرضا به همراه پدرش؛ سیدعباس ابوترابی‌فرد، بر اثر سانحه رانندگی در ۶۱ سالگی درگذشت و پیکر هر دو در صحن آزادی حرم امام رضا به خاک سپرده شد.

  • حمداله مستوفی (شاعر، نویسنده، جغرافیدان)

حمداله بن تاج‌الدّین ابى‌بکربن حمدبن نصر مستوفى قزوینی از مورخان مشهور، شاعر، نویسنده و جغرافیدانان اسلامی در سال ۶۸۰ قمری در قزوین متولد شد.

او از خاندان قدیم مستوفیان قزوین است که نسبش با ۱۴ پشت به حربن یزید ریاحی می‌رسد که در زمان معتصم عباسی در قزوین ساکن شده و دارای شغل دیوانی بوده‌اند.

دوران کودکی و نوجوانی حمداله مستوفی چندان مشخص نیست ولی ظاهرا وی در زادگاه خود به کسب علم و دانش پرداخته و از نوجوانی سرایش اشعار خویش را آغاز کرده است. او در دوران جوانی علیرغم علاقه فراوان به تاریخ و جغرافیا و شعر و ادب، همانند اسلاف خویش جذب مشاغل دیوانی شد.

اولین کتاب مهم وی تاریخ گزیده بود که در سال ۷۳۰ قمری آن را به خواجه غیاث الدین محمد تقدیم و به نام وی تألیف نمود.

او در اواخر عمر منظومه ظفرنامه را که به وزن بحر متقارب و شامل ۷۵ هزار بیت در تاریخ ایران از ابتدای اسلام تا عصر خویش بود، آغاز و در سال ۷۴۱ هجری تقریر آن را به پایان رساند.

حمدالله مستوفی در سال ۷۵۰ قمری وفات یافت، آرامگاه این عالم بزرگوار در شهر قزوین قرار دارد و از اماکن مورداحترام اهالی این شهر به حساب می‌آید.

نوشته های مشابه

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
گزارش پیام‌شهر از دردِ دل‌های کارگران شهر

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *