ویرانگری روس‌ها در روستاهای قزوین

حیدر ولی زاده/تاخت و تاز و تجاوز روس‌ها در طول دوران قاجار لطمه های شدیدی به بخش عمده ای از کشور وارد ساخت. در جریان جنگ اول جهانی ویرانگری روس‌ها به بیشترین حد خود رسید و ددمنشانه به نابودی و ویرانی سرزمین‌های زیر اشغال خود پرداخته، به روستاها و دهقانان لطمه های شدیدی وارد ساختند […]

اشتراک گذاری
28 آبان 1401
117 بازدید
کد مطلب : 847

حیدر ولی زاده/تاخت و تاز و تجاوز روس‌ها در طول دوران قاجار لطمه های شدیدی به بخش عمده ای از کشور وارد ساخت. در جریان جنگ اول جهانی ویرانگری روس‌ها به بیشترین حد خود رسید و ددمنشانه به نابودی و ویرانی سرزمین‌های زیر اشغال خود پرداخته، به روستاها و دهقانان لطمه های شدیدی وارد ساختند که منطقه قزوین با توجه به اینکه به طور عمده در طی چند سال، محل تاخت و تاز ارتش روسیه بود، ضررهای فراوانی را متحمل می گردد.

در این زمینه در گزارش‌های مباشران عبدالحسین میرزا فرمانفرما چنین می خوانیم: «در ۱۳۳۵ مجیرالملک اطلاع داد که «در حالیه تمام قشون روس به طور اغلب به این صفحات آمده و از حالا خرمن ها را می برند و یک من جو هم چون امسال به دست نیامده، و هر چه زراعت شده از زمین نروئیده گندم خرمن را که کوبیده و هنوز به باد نداده و گندمش را سوا نکرده، روسها عوض کاه می برند… و در اغلب دهات واقعه در اطراف مراغه هم همین معاملات می شود. و اهالی مراغه کلیه این شکایت را به ایالت کرده و صریحا می گویند: دولت باید ماها را از صدمات خارجه حفظ نماید مالیات بدهیم. اگر بنابر این باشد مالیات را بگیرند، از طرفی هم روس ها گندم و جو و یونجه و کاه و قرامال را به دلخواه ببرند، ما نمی توانیم از عهده مالیات برآئیم…»

دو سال بعد مجیرالملک نوشت: «تمام دهات محال بلا استثناء از صدمات وارده این پنج ساله خراب شده، تنها این است به واسطه اینکه دهات حضرت والا روحی فداه در سر راه و محل اقامت اردوها بوده. بیشتر صدمه خورده گرانی سنه ماضیه و هذه السنه هم که تمام ولایات را گرفته بود، فوق العاده اسباب اتلاف نفوس شده و اهالی بی بضاعت و گرسنه دهات در اسنه ماضیه از گرسنگی مردند و اشخاص با قوه هم دارایی خود را فروخته و به مصرف معاش رسانیده از جفت افتاده و امسال از اول بهار، تا بیست روز قبل ناخوشی تیفوس که عالم گیر بود، دیگر آبادانی نگذاشت..»

واکنش مردم قزوین در برابر تجاوزگری روس‌ها

نیروهای روس از زمان حضور در قزوین تا سال پایانی جنگ اول جهانی از هیچ گونه رذالت و تجاوزگری دریغ نکرده اند. با اینکه هنوز اسناد شهربانی، ژاندارمری، پست و تلگراف و بقیه اسناد وزارت داخله انتشار نیافته است، با این حال با توجه به سابقه برخورد مردم قزوین با نیروهای اشغالگر و متجاوز در طول تاریخ، می توان گفت که مردم این شهر به راحتی سر تمکین در برابر روس‌ها فرود نیاورده اند.

 خوشبختانه در این باره دو سند به دست نگارنده رسیده که روشنگر این واقعیت است. این دو سند مربوط است به اخبار تلگرافی که در آنها به روشنی وضع ناآرام شهر و ستیز مردم با نیروهای تجاوزگر را نشان می دهد.

را پورت قزوین: چند شب است صدای تفنگ از هر سمت شهر شنیده می شود از قرار اظهار کارگذار دیروز با قونسول ملاقات نموده شرح مبسوطی قنسول شکایت از بی نظمی شهر و عدم کفایت کارگذاران حکومتی نموده که با وضع امروز نزدیک است تولید بعضی مفاسد و انتظار اشکالاتی در این شهر ببرم از قرار معلوم این مذاکره را کارگذار به معاون حکومتی و نیز بوزارت خارجه نوشته. دیشب صدای تفنگ در وسط شهر چندین مرتبه شنیده شد. اصغر ۱۷ شهر ثور ۱۳۳

از این تلگراف رسمی به خوبی در می یابیم که قونسول روس به شدت از نحوه برخورد مردم و تمکین نکردن از نیروهای تجاوزگر روس نگران و ناراحت بوده است.

تلگراف دوم چنین است:

قزوین – شب گذشته دو ساعت به صبح مانده صدای چهار تیر تفنگ آمد بالافاصله صدای سوت قراول روسها آمد بعد از آن صدائی شنیده نشد صبح معلوم شد یک نفر از سالداتهای روس که در سرای خیابان دولتی منزل داشته و کشیک قراول در ایوان جلوی سرا گردش می کرد گلوله بدست او خورده سه انگشت او را برده و روی شکم او را هم مجروح نموده چون سرای مزبور متصل به خانه صدرالاسلام است روسها میگویند از خانه آنها زده اند از صبح دور خانه صدرالاسلام قرق احاطه کرده چهار سمت کوچه و خیابان را گرفته اند نمی گذارند کسی عبور نماید. الآن خبر رسید که قونسول و کارگذار و بعضی از رؤسای دوایر خانه صدرالاسلام رفته اند تا چه نتیجه بدهد ایضا خبر رسید که صدرالاسلام را با پسرش گرفته به سرای منزل سالداتها برده اند و استنطاغ نمایند. اصغر ۸ ثور۱۳۳

این دو تلگراف سندهای با ارزشی هستند که به اعتبار آنها می توان دریافت که مردم قزوین نه تنها در برابر سربازان روس سر تمکین فرود نیاورده اند، بلکه از هر فرصتی برای ضربه زدن به آنها و نگران ساختن فرمانده شان بهره می جسته اند و بر آن بودند تا عرصه را بر تجاوزگران روس تنگ و آن ها را به ترک شهر و دیار خود مجبور کنند.

منبع: سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین/ جلد۱/پرویز ورجاوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *