در جست‌وجوی شایستگی

نگاه پیام‌شهر به بالا و ایین زندگی زنان به مناسبت روز جهانی زن

مهرنوش چهار بار از دست شوهرش فرار کرده و به خانه برادرش پناه بره. هر چهار بار او را به اجبار به خانه شوهرش فرستاده‌اند. دفعه پنجم خودکشی کرده تا پدرش باور کند ادامه این زندگی برایش ممکن نیست. او می‌گوید: پس از طلاق به خانه پدرم رفتم و کلفت زن‌بابایم شدم. آنجا هم کتک […]

اشتراک گذاری
28 اسفند 1401
109 بازدید
نویسنده : رویا بابایی
کد مطلب : 1107

مهرنوش چهار بار از دست شوهرش فرار کرده و به خانه برادرش پناه بره. هر چهار بار او را به اجبار به خانه شوهرش فرستاده‌اند. دفعه پنجم خودکشی کرده تا پدرش باور کند ادامه این زندگی برایش ممکن نیست. او می‌گوید: پس از طلاق به خانه پدرم رفتم و کلفت زن‌بابایم شدم. آنجا هم کتک می‌خوردم هم تهمت می‌شنیدم، پس از مدتی از خانه پدرم هم فرار کردم. حالا سه سال است در خیابان، پارک، گاهی گرمخانه گاهی زیر پل یا هر جای دیگری که بشود خوابید می‌خوابم. گاهی جوراب، گاهی مواد، گاهی سیگار یا هر چیزی که به دستم برسد می‌فروشم و غذایی می‌خرم. زندگی خوبی نیست اما از کتک خوردن بهتر است.

اکرم حدوداً ۵۰ ساله است. او مهریه‌اش را بخشیده تا شوهرش با سفر یک ماهه‌اش به خارج از کشور موافقت کند. او می‌گوید: می‌خواستم پدرم را که روزهای آخر عمرش را می‌گذراند ببینم. وقتی برگشتم زن دیگری جایم را گرفته بود.

پریسا که یک زن جوان و ورزشکار است، می‌گوید: برای شرکت در یک دوره از مسابقات باید به ترکیه می‌رفتم. بار اولم نبود. قبلاً بارها به سفرهای کاری و ورزشی‌ رفته بودم. همسرم هرگز با این امر مشکلی نداشت. حتی دو بار هم در سفرها همراهی‌ام کرده بود. اما بار آخر در فرودگاه متوجه شدم ممنوع‌الخروجم کرده، ابتدا فکر کردم اشتباهی شده اما وقتی ماجرا را تلفنی به او اطلاع دادم گفت: این پاسخ دعوایی است که هفته گذشته بینمان رخ داد. در کمال ناباوری در فرودگاه ماندم و تیم بدون من به مسابقات اعزام شد.

مریم هم می‌گوید: دو سال و نیم است بچه‌هایم را ندیده‌ام. چند ماه بعد از فوت همسرم پدر شوهرم از خانه بیرونم کرد. گفت ماندنت در این خانه صلاح نیست. اگر اینجا بمانی ارث بچه‌ها را حیف و میل می‌کنی. بچه‌هایم را گرفتند و نمی‌گذارند ببینمشان.

قربانیان معمولی

مهرنوش، اکرم، پریسا و مریم همگی قربانی تصمیم‌گیری‌ دیگران هستند. زنانی که اگرچه سرنوشتشان به کلیت جمعیت زنانه قابل تعمیم نیست اما مشتی است از خروار سرنوشت‌هایی است که توسط کسی غیر از خود زنان برایشان مشخص می‌شود و بسیاری از زنان از آن راه گریزی ندارند. قربانی شدن زنان در بسیاری از جوامع آنقدر تکرار شده که ماجرایی کاملاً عادی تلقی می‌شود و کسی را متعجب نمی‌کند.

تلخی زندگی شامل همه زنان نمی‌شود اما به‌هرحال نداشتن اختیار و تسلط کامل بر زندگی، بین زنان استثنا قائل نیست. اینکه بسیاری از حقوق زن در ید اختیار مردانه است یک واقعیت است و این قاعده اگرچه ممکن است در حق طیف زیادی از زنان هرگز خود را نشان ندهد اما انکار کردنی نیست و هر جا پایش بیفتد یقه هر زنی را بدون توجه به سن و سال، طبقه اجتماعی و هر فاکتور دیگری می‌گیرد. مقصود از توجه به این مسأله هرگز سیاه نمایی نیست بلکه تلاشی است برای تحلیل و نگاهی منطق‌مدارانه به آنچه که استحقاق اصلاح دارد.

زیر سایه قوانین نانوشته

به گفته برخی کارشناسان بررسی قوانین موجود، اعم از قانون اساسی و سایر قوانین نشان می‌دهد زنان ایران، مشکل اساسی از لحاظ قانونی ندارند اما عوامل اقتصادی، فرهنگی و سنتی ویژه‌ای، در قالب قوانین نانوشته، مانع مشارکت کامل زنان در روند توسعه و استفاده از مزایای توسعه‌ می‌شود.

یک جامعه‌شناس در این خصوص می‌گوید: انسان، محور توسعه پایدار است و جامعه‌ای می‌تواند توسعه یابد که همه افراد آن، ظرفیت توسعه‌پذیری را داشته باشند. بنابراین اگر زنان ب‌ عنوان نیمی از نیروی انسانی کشور در روند توسعه، مورد توجه کافی قرار نگیرند، تحقق این آرمان، آرزویی محال خواهد بود.

دکتر فریبا طاهریان بیان می کند: قانون همواره عدالت را جست‌وجو می‌کند و به دنبال برقراری انصاف و عدالت است. با این حال باید پذیرفت که بخش مهمی از تصمیمات زنان برای زندگی خود متأثر از نظرات دیگران و نگاه جامعه است.

وی با اشاره به اینکه گاهی سهم زنان در زندگی خودشان از سهم عرف و جامعه کمتر است، می افزاید: حق ادامه تحصیل پس از ازدواج، حضانت فرزند، حق طلاق، خروج از کشور و مواردی مانند این از جمله حقوقی است که اگر هم در ید اختیار زن باشد این حق زیر سایه مردان یا اجتماع به زنان سپرده شده و در اصالت زن از خود چنین حقی ندارد.

زنان، شایسته شایسته سالاری

یک استاد دانشگاه نیز می‌گوید: زنان در طول تاریخ مشقت‌های فراوانی از سر گذرانده‌اند. همواره سنگ زیرین آسیا بوده‌اند و عموماً به اندازه نقش مهمشان دیده نشده‌اند اما امروز شاهد تغییرات بزرگی در این سرنوشت هستیم.

دکتر احمد ایمانی می‌گوید: آمارها حکایت از سیر صعودی حضور زنان در جامعه به ویژه در عرصه علم و دانش دارد. اگر به مقایسه آمار قبل و بعد از انقلاب بپردازیم، مشخص می‌شود علاقه دختران به تحصیل و طی مدارج بالای تحصیلی آنها، بیش از مردان است و بیش از ۶۰ درصد قبولی دانشگاه‌های ایران را دختران تشکیل می‌دهند.

وی ادامه می‌دهد: بسیاری از جایگاه‌های شغلی و حتی مشاغل مهم به زنان سپرده شده، امروز این طیف در اداره امو جامعه صاحب نقش‌های کلیدی هستند و بسیاری از آنها در کنار مشغله کاری زندگی خانوادگی‌شان را هم بدون آنکه خدشه‌ای به آن وارد شود اداره می‌کنند.

ایمانی می‌افزاید: در جوامع کنونی زنان، بیش از مردان می‌کوشند تا با خلاقیت، کار و تحصیلات دانشگاهی، شخصیت اجتماعی خود را بالاتر از هنجارهای مرسوم بروز دهند و به طور قطع، حضور بانوان در بازار کار ایران، تحولات و تغییرات بسیاری را در پی خواهد داشت.

این استاد دانشگاه بیان می‌کند: تحولات ناشی از حضور زنان در جایگاه‌های مختلف اجتماعی از نگاه جامعه شناسان به عنوان لایه‌ای از «توسعه یافتگی» یاد می‌شود که نگاه‌های جنسیت گرایانه سنتی را دگرگون خواهد کرد، بنابراین ضروری است پیشگامان اندیشه‌های دینی و فرهنگی و حتی سیاست‌پیشگان، به نقش زنان و دختران در مسیر توسعه کشور، نگاه واقع بینانه‌تری داشته باشند؛ نگاهی مبتنی بر انسان مداری عادلانه و شایسته سالاری.

سبک جدید زندگی

یک استاد جمعیت شناسی نیز با اشاره به مدل جدیدی از زندگی می‌گوید: امروز باید «زنان تنها» را به عنوان یک گروه اجتماعی مستقل شناخت و پذیرفت.

دکتر اکرم مویدی ادامه می‌دهد: زندگی امروزی به‌ویژه در شهرهای بزرگ برای زنان اشکال متفاوتی پیدا کرده و در این بین گروهی از زنان به دلایل مختلف که در جای خود نیازمند بررسی است تصمیم گرفته‌اند تنها زندگی کنند.

وی می‌گوید: این گروه غالباً شاغل هستند و مسئولیت زندگی خودشان را خود به عهده دارند. در میان آنها زنانی که مشکل مالی ندارند کم نیستند بااین‌حال جامعه همچنان تصور می‌کند آنها اکنون یا در آینده‌ای نزدیک باید تحت تکفل یک مرد دربیایند تا زندگی‌شان معنا و مفهوم بیابد.

این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: این گروه ویژگی‌های منحصر به فردی دارند. آنها نشان داده‌اند که «زن بودن» مانعی برای «مستقل بودن» نیست اما جامعه همچنان با چنین فردی کنار نمی‌آید و این استقلال را به عنوان یک سبک زندگی تأیید نمی‌کند.

به گفته این جمعیت‌شناس، رویکرد جامعه در مقابل این دسته از زنان، گاهی منفی است و این نگاه منفی، بیشتر از جانب مردان به زنان می‌رسد؛ چراکه گروهی از مردان، این زنان را سهل‌الوصول تصور می‌کنند و این تفکر، حضور زنان را در صحنه‌های اجتماعی و اقتصادی با مانع رو به‌رو می‌کند.

مویدی می‌افزاید: تنها زیستن زنان، آسیب نیست. اگر جامعه این گروه و سبک زندگی آنان را بپذیرد متوجه خواهد شد که این نوع زندگی، یک مدل جدید ناشی از چالش‌ها و خواسته‌های مردم این برهه از زمان است و چه بسا در بسیاری از کشورها این مدل سالها پیش به رسمیت شناخته شده و ما نیز باید با احترام به آن از وارد کردن آسیب به این مدل پرهیز کنیم.

پناه به خانه‌های امن

اما هنوز طیف وسیعی از زنان در معرض آسیب هستند. سرپرست دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور می‌گوید: زنان و دختران زیادی در جامعه در معرض آسیب و خشونت قرار دارند که حمایت اجتماعی و توانمندسازی آنها ضروری است.

محمدرضا حیدرهایی بیان می‌کند: راه‌اندازی خانه‌های امن یکی از راه‌های حمایت از این افراد است و سازمان بهزیستی با راه‌اندازی۲۰ خانه امن غیردولتی، ۸ خانه دولتی و ۵ مرکز کار با مرتکب خشونت، ۲۲ مرکز سلامت روزانه و ۳۰ مرکز شبانه‌روزی، ۱۴ مرکز تلاش روزانه و ۲۷ مرکز شبانه‌روزی تلاش کرده تا شرایط حمایت از زنان و دختران در معرض آسیب و خشونت را فراهم کند.

وی با بیان اینکه نمی‌توان بر وجود خشونت‌های خانگی در مورد زنان چشم بست، می‌گوید: معتقدیم پدیده خشونت خانگی هر نوع عمل خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت است که منجر به آسیب جسمی، جنسی و روانی به زنان می‌شود برای همین زنانی که در خانه مورد آزار و خشونت خانگی قرار می‌گیرند و خودشان و فرزندانشان در محیط خانه امنیت جانی و روانی ندارند و بعد از بیرون از آمدن از خانه هم جایی برای ماندن ندارند می‌توانند وارد خانه‌های امن شوند.

این مسئول می‌افزاید: افزایش آگاهی مردم از فعالیت بهزیستی در این زمینه اتفاق خوبی است و زنانی که همسرشان اختلال روانی دارد، معتاد است یا به هر دلیل دیگری آنها را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد می‌توانند مهمان خانه‌های امن شود.

حیدرهایی با بیان اینکه مراکز سلامت ویژه دختران در معرض آسیب به صورت روزانه و شبانه‌روزی فعالیت می‌کنند، تصریح می‌کند: این مراکز قبل از آسیب دختران بالای ۱۵ سال، وظیفه شناسایی و ارائه خدمات روانشناختی تا زمان بازگشت به خانه را دارند و خانواده نیز از خدمات مشاوره‌ای و مددکاری بهره‌مند می‌شوند تا بتوانند پذیرای فرزند خود شوند. در این مراکز وضعیت فرد موردنظر تا یکسال پس از بازگشت به خانه رصد می‌شود و هر جا مددکار احساس خطر کند خدمات را در مراکز روزانه و در صورت لزوم در مراکز شبانه‌روزی ارائه می‌کند.

 

 

حمایت از زنان برابر با قانون اساسی

کاهش فقر و نابرابری‌های اجتماعی، قرار دادن زنان در جایگاهی برابر با مردان، زدودن نگرش‌های جنسیتی و پرهیز از قضاوت همه و همه پیش‌نیازهای ایجاد امنیت و اصلاح قانون در مورد زنان جامعه است.
تجربه ثابت کرده بهترین طرح‌های اجتماعی و رفاهی، حتی اگر پیشینه کارشناسی کامل و جامعی داشته باشند، در صورت نبود زیرساخت‌های لازم، ضمانت اجرایی نخواهند داشت.

در قانون اساسی به‌عنوان مهمترین قانون و سند بالادستی نظام ، زن در اصول متعددی مورد توجه قرار گرفته و بر برابری حقوقی و جایگاه بلند انسانی آنان تأکید شده. قانون اساسی زن را از حالت ابزاری خارج کرده و او را ضمن وظیفه ارزشمند مادری در پرورش انسان‌ها، همرزم مردان در میادین و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌داند.

بنابراین سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران جامعه، باید با تأسی از قانون اساسی و با علم و آگاهی، زیرساخت‌های ارتقای امنیت، افزایش رفاه اجتماعی و تساوی را برای زنان و دختران پیاده‌ کنند.

نوشته های مشابه

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
گزارش پیام‌شهر از دردِ دل‌های کارگران شهر

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *