نمادهای هویتی قزوین را دریابیم!

امروز این سوال به صورت جدی مطرح است که چه عامل یا عواملی سبب‌ساز بروز این وضعیت شده‌اند که نمادهای تاریخی و آثار میراثی ما به‌عنوان شناسنامه هویتی مردم این شهر در دوره‌های مختلف، این ‌چنین مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته‌اند که نه تنها هیچ یک از دستگاه‌های مسوول حاضر نیستند به وظیفه خود در قبال حفظ این آثار عمل کنند که با پاس‌کاری، توپ مسوولیت را به زمین دستگاهی دیگر می‌اندازند.
اشتراک گذاری
18 مرداد 1401
145 بازدید
نویسنده : محمدحسن سلیمانی
کد مطلب : 620

محمدحسن سلیمانی/ آنچه این روزها برای چندمین بار طی سال‌های گذشته در ارتباط با وضعیت بحرانی سرای «حاج رضا» در ضلع شرقی بازار قزوین در رسانه‌ها بازتاب یافته و نگاه‌ها را به سمت خود جلب کرده است، منحصر به این بنای تاریخی نیست و می‌توان آثار ارزشمند دیگری از جمله، سرای وزیر در جانب شرقی بازار، سرای گلشن در خیابان مولوی و کاروانسرای سعدالسلطنه (خورشید) در ابتدای خیابان راه‌آهن را سراغ داد که وضعیتی مشابه داشته و در آستانه اضمحلال و فروپاشی قطعی قرار دارند.

سرای «حاج رضا» که برخی به اشتباه آن را «کاروانسرا» می‌نامند، در دو طبقه با حیاطی وسیع ساخته شده که حجره‌های بازرگانان در چهار سوی آن گسترده است. هشتی بزرگی که در مدخل ورودی این سرا قرار دارد دارای گنبد با شکوهی است و سقف یزدی بندی شده و کاشی‌های رنگین این هشتی، به‌رغم سالیان طولانی بی‌توجهی و تخریب تدریجی، همچنان بر شکوه و زیبایی بنا آراسته است.

این سرا یکی از مهم‌ترین بناهای دوران قاجاریه در قزوین به شمار می‌رود که بین سال‌های ۱۲۴۰ تا ۱۲۶۰ خورشیدی بنا شده و به روایتی بانی ساخت آن، حاج رضا، برادر آیت‌ا… حاج ملاعبدالوهاب قزوینی، مجتهد نامی زمان حکومت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار و نخستین متولی مسجد النبی (سلطانی) است.

بنای تاریخی سرای «حاج رضا» در زمان حکومت ناصرالدین شاه که با افزایش مبادلات تجاری بین ایران، قفقاز، روسیه و اروپا، شهر قزوین موقعیت ویژه‌ای یافت و به مرکز تجارت خارجی ایران تبدیل شد، محل استقرار و فعالیت تجاری بازرگانان تبریزی و قفقازی بود و تا مقطع جنگ جهانی دوم که این شهر حدود چهار سال در اشغال نیروی متجاوز متفقین قرار داشت، از جمله سراهای فعال تجاری مهم قزوین محسوب می‌شد، اما در پی فروپاشی اقتصاد ایران در نتیجه اشغال بیگانگان و رکود فعالیت‌های تجاری، موقعیت خود را از دست داد و حجره‌های آن به انبار بازاریان تبدیل شد.

با این اتفاق، به‌ تدریج محوطه شترخان و بارانداز آن که در شمال سرا واقع بود و دارای دربی در بازارچه وزیر، تخریب شد و از میان رفت. در دو دهه اخیر نیز که این سرا به مخروبه‌ای تبدیل شده، از محوطه آن به عنوان محل جمع‌آوری و دپوی ضایعات استفاده می‌شود!

امروز این سوال به صورت جدی مطرح است که چه عامل یا عواملی سبب‌ساز بروز این وضعیت شده‌اند که نمادهای تاریخی و آثار میراثی ما به‌عنوان شناسنامه هویتی مردم این شهر در دوره‌های مختلف، این ‌چنین مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته‌اند که نه تنها هیچ یک از دستگاه‌های مسوول حاضر نیستند به وظیفه خود در قبال حفظ این آثار عمل کنند که با پاس‌کاری، توپ مسوولیت را به زمین دستگاهی دیگر می‌اندازند.

از استاندار قزوین به‌ عنوان نماینده عالی دولت در استان، انتظار می‌رود که آستین همت بالا زده و با تشکیل کمیته «نجات بناهای تاریخی» استان، عزم خود را با به خط کردن دستگاه‌های مسوول، رفع موانع پیش‌رو و جذب اعتبارات مورد نیاز به منظور مرمت و احیای نمادهای هویتی استان، جزم نماید؛ در این صورت است که می‌توان دل به حفظ این آثار تاریخی بست و امیدی به حفظ آنان داشت وگرنه، اندک صباحی دیگر، نه از تاک، نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *