ملتی که ریشه در تاریخ دارند!

رهبر معظم انقلاب در ۲۵ آذر سال ۱۳۸۲ به استان قزوین سفر داشتند؛ ایشان در این سفر سخنان مهمی در مورد قزوین و قزوینی ها بیان فرموده اند که در ادامه، بخشی از این فرمایشات آورده می شود: مردم قزوین را، چه در قضایای انقلاب و چه در همه حوادثِ بعد از انقلاب، مجموعه‌ای از […]

اشتراک گذاری
01 فروردین 1402
56 بازدید
کد مطلب : 1132

رهبر معظم انقلاب در ۲۵ آذر سال ۱۳۸۲ به استان قزوین سفر داشتند؛ ایشان در این سفر سخنان مهمی در مورد قزوین و قزوینی ها بیان فرموده اند که در ادامه، بخشی از این فرمایشات آورده می شود:

مردم قزوین را، چه در قضایای انقلاب و چه در همه حوادثِ بعد از انقلاب، مجموعه‌ای از انسان های وفادار و مؤمن یافتیم؛ مردمی متدیّن، دارای مناعت طبع، فداکار، سخاوتمند، اهل شرکتِ در کارهای بزرگ و کارهای خیر. این مطالب، خُلقیّات مردم قزوین از دیرزمان است؛ مخصوص دوره خاصی نیست. وقتی به تاریخ مراجعه می کنیم، مناقب قزوین و منطقه قزوین و اهل قزوین را به‌ صورت چشمگیری مشاهده می کنیم؛ این ها اهمیت دارد. فرق است بین ملتی که دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی است و در تاریخ ریشه دارد، با ملتی که هیچ ریشه‌ای در تاریخ ندارد؛ هیچ سابقه و سلسله نسبِ فرهنگی ندارد. ملت بزرگ ایران با همین سابقه‌هایی که نمونه آن را در شهر کهن و پُرعمق شما مشاهده می کنیم، توانسته است در میان ملت های دنیا به‌عنوان یک ملت ریشه‌دار و کهن معرفی شود.

من وقتی به گذشته قزوین نگاه می کنم، می بینم هزار سال پیش یک جغرافیدانِ معروف دنیای اسلام – «مَقْدِسی» – که از شهر قزوین بازدید کرده است، این شهر را مرکز فقه و فلسفه معرفی می کند. نهصد سال قبل از این، شخصیت دانشمند معروفی مثل «عبدالجلیل قزوینی» از این شهر برخاسته است. «النقضِ» عبدالجلیل قزوینىِ رازی امروز در دست متکلّمین و صاحبان فکر و اندیشه، یکی از کتاب های معتبر و جالب توجّه است. هشتصد سال پیش، دانشمندی درباره قزوین کتابی نوشته است به نام «التدوین» که سه جلد است. در آن تاریخ، سه جلد کتاب شرح حال شخصیت های علمی و فرهنگی و دینی و سیاسىِ قزوین را تهیه کرده است. این سوابق، خیلی حائز اهمیت است. آن زمان که خیلی از شهرهای ایران روستای کوچکی بود یا اصلاً نبود، در قزوین آن‌قدر عالم و شخصیت و چهره معروف وجود داشت که سه جلد کتاب «التدوین» درباره شرح حال این هاست. هفتصد سال پیش، یک شخصیت برجسته و یک مورخ بزرگ مثل «حمداله مستوفی» از این شهر برخاسته است. هفتصد سال پیش، یک شاعر بزرگ مثل «عبید زاکانی» از این شهر برخاسته است. چهارصد و پنجاه سال قبل، مرکز سیاسی این کشورِ بزرگ، قزوین بوده است. در جایی خواندم که نتیجه آنچه از مطالعات مربوط به قزوین و استان قزوین به‌ دست می‌آید، این است که به قدری از این شهر شخصیت های برجسته، از فقیه و حکیم و طبیب و ریاضیدان و مورّخ و هنرمند برخاسته که اگر کسی بخواهد اسم همه آنها را بگوید، اقلاً دو سه ساعت وقت لازم است! شما جوانان اهل قزوین، شما دختران و پسرانی که در این فضای اقلیمی و فرهنگی تنفّس و رشد میکنید، به این سابقه کهن تکیه کنید.

من خودم از دوران جوانی و طلبگی، به مناسبت وجود دو استاد بزرگ در حوزه علمیه مشهد، با نام قزوین و قزوینی آشنا شدم؛ شخصیت برجسته مرحوم «حاج شیخ هاشم قزوینی» و شخصیت ممتاز مرحوم «حاج شیخ مجتبی قزوینی» دو ستاره درخشان در حوزه علمیه مشهد که ما از دوران جوانی و نوجوانی نگاهمان به این دو چهره ارزشمند بود. نام قزوینی در ذهن طلبه مشهدی، به برکت وجود این دو شخصیت بزرگوار، یک نام درخشان و همراه با افتخار تلقّی شده است. این دو نفر -بخصوص مرحوم حاج شیخ مجتبی- جزو ارادتمندان و شاگردان یک شخصیت برجسته دیگر قزوینی یعنی مرحوم «سیّد موسی زِرآبادی» بودند. شخصیت عظیمی که در همین شهر، مرکز پرتوفشانىِ معنوی و سلوکی و عرفانی به شعاع وسیعی از طلّاب و جویندگان معرفت محسوب می شد.

قبل از دوره ما هم علمای بزرگ فراوانی از این شهر برخاسته‌اند: «شهید ثالث» که مقبره او همین‌جاست؛ مرحوم «ملامحمّد تقی برغانی» و برادر او «ملامحمّدصالح برغانی»؛ فقهای مبارز، نه فقهای گوشه‌گیر، نه آدم های منزوی؛ مردان دین که به سرنوشت مردم می اندیشیدند؛ برای آنها مبارزه می کردند و جان خود را هم در این راه فدا می کردند.

وقتی به دوره انقلاب نگاه می کنید، می بینید همه کشور شهدای بزرگی تقدیم کردند؛ اما چهره شهدا و برجستگان و ایثارگران قزوینی ممتاز است؛ مثل شهید «رجایی». در انقلاب، ما مثل شهید رجایی کم داریم. در میان رزمندگان – چه ارتش و چه سپاه – شهید «بابایی» یک انسان بزرگ و یک چهره ماندگار و فراموش‌نشدنی است. در میان آزادگان، معلّم معنوی آنها، مرحوم «ابوترابی» هم از این نمونه‌هاست. من این سه چهره برجسته را از نزدیک می شناختم؛ با خصوصیاتشان آشنا بودم و می دانم این ها چقدر ممتاز بودند؛ این ها شهدای قزوینند. شهر قزوین دو هزار، و استان قزوین نزدیک سه هزار شهید دارد. این ها افتخارات مردم قزوین است. درباره مردم قزوین، از قرن ها پیش کسانی گفته‌اند این ها مردمی هستند دیندار، بلندهمّت، با مناعت، سخاوتمند و قانع.

بعد از انقلاب، نگاه به همه مناطق کشور -از جمله قزوین- نگاه ویژه‌ای بوده و با دوران های گذشته متفاوت بوده است؛ نگاه خدمت‌رسانی. خدای متعال از امکانات طبیعی به مردم این منطقه بسیار داده است. همان‌طور که امام جمعه محترم اشاره کردند، این استان دارای خاک و استعداد کشاورزی و دشت پُربرکت است. آب ها را هم باید مهار کرد. مقداری کار کرده‌اند، مقداری دیگر هم باید تلاش و کار کنند. مردم قزوین مثل بقیه مناطق کشور از حکومت و مسؤولان توقّعاتی دارند؛ توقّعاتشان بجا هم هست و باید به آنها عمل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *