فرهنگ عمومی، میراث اجتماعی مشترک

فرهنگ عمومی، مجموعه منسجم و نظام یافته‌ از اهداف، ارزش‌ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت است و شامل تمامی فعالیت‌های مبتنی بر‌ اندیشه و عادت است که در راستای برآوردن نیازهای بشری بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی رفتارهای عمومی مردم را شکل می‌دهد. دکتر محمد ایمانی در این خصوص می‌گوید: فرهنگ عمومی عناصری از فرهنگ را شامل می‌شود که اثراتش همه‌گیر باشد و بیشتر مردم جامعه در چگونگی آن نقش داشته باشند و در سبک‌های رفتارِ عمومیِ افراد جامعه یا در عرف و عادات، رفتار، رسوم و زبان آن جامعه ریشه دارد و اغلب ابعاد زندگی مردم را زیر نفوذ خود دارد و مردم نسبت به آن‌ حساسیت دارند.
اشتراک گذاری
02 آذر 1401
72 بازدید
کد مطلب : 828

رویا بابائی/ همه ما در طول شبانه‌روز بارها از عبارت «فرهنگ» استفاده می‌کنیم. از این واژه برای تعاریف کلی در اخلاق خودمان، خانواده‌ها و سایرین کمک می‌گیریم. بارها در تأیید یا عدم تأیید برخی رفتارها به این لغت پناه می‌بریم اما اگر قرار باشد یک تعریف ساده از فرهنگ ارائه دهیم شاید نیاز به درنگ و فکر کردن پیدا کنیم.

اما به راستی فرهنگ چیست؟ گاهی ممکن است فرهنگ را چیزی دور یا خارق‌العاده‌ تصور کنیم اما در واقع چنین نیست. به ‌عبارت دیگر همه فعالیت‌های روزمره ما از فرهنگمان ناشی می‌شود؛ در واقع ما در فرهنگ غوطه می‌خوریم و شاید برای همین است که یافتن مرز باریک بین فرهنگ و باقی آنچه نامش عادت‌های رفتاری ماست گاه دشوار می‌شود.

مثلاً پرسیدن یا نپرسیدن درباره زندگی خصوصی دیگران، انگشت گذاشتن روی مشکلات شخصی یا جسمی افراد، نگاه خیره به افراد به خاطر ظاهر خاصشان، سرک کشیدن در مسایل شخصی اطرافیان، صحبت راجع آدم‌ها در غیابشان، واکنش نشان دادن به پدیده‌های اجتماعی و… همه این‌ها از فرهنگ و مدل اندیشه ما نشأت می‌گیرد در حالی که ممکن است ما آنها را با عادت‌های معمولی خودمان اشتباه بگیریم و یا به حساب رفتارهایی بی‌غرض بگذاریم، اما واقعیت این است که همه این موارد از فرهنگ ما سرچشمه می‌گیرد و مجموع این باورها و عادت‌ها فرهنگ عمومی را شکل می‌دهد.

 

فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی، مجموعه منسجم و نظام یافته‌ از اهداف، ارزش‌ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت است و شامل تمامی فعالیت‌های مبتنی بر‌ اندیشه و عادت است که در راستای برآوردن نیازهای بشری بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی رفتارهای عمومی مردم را شکل می‌دهد.

دکتر محمد ایمانی در این خصوص می‌گوید: فرهنگ عمومی عناصری از فرهنگ را شامل می‌شود که اثراتش همه‌گیر باشد و بیشتر مردم جامعه در چگونگی آن نقش داشته باشند و در سبک‌های رفتارِ عمومیِ افراد جامعه یا در عرف و عادات، رفتار، رسوم و زبان آن جامعه ریشه دارد و اغلب ابعاد زندگی مردم را زیر نفوذ خود دارد و مردم نسبت به آن‌ حساسیت دارند.

این استاد دانشگاه می‌افزاید: فرهنگ عمومی در همه حوزه‌های زندگی اجتماعی، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظایر آن حضور دارد و از این رو نمی‌توان آن را به حوزه مشخصی محدود ساخت و رگه‌های آن را می‌‏توان در همه جا یافت.

نقش مردم در شکل‌گیری فرهنگ عمومی

ایمانی در پاسخ به این پرسش که چرا مردم نسبت به برخی اقدامات فرهنگی تمایل و همکاری نشان نمی‌دهند، می‌گوید: واقعیت این است که مردم ما به‌طور کلی در سیاستگذار‌ی‌های فرهنگی چندان که باید مشارکت داده نشده‌اند. اغلب، مسوولان بر اساس ذهنیت‌های فردی و ایدئولوژیک خود، برنامه‌ریزی کرده‌‌‌اند و با مشاهده مقاومت مردم، از دلایل اجرایی و عملیاتی نشدن این سیاست‌ها حیرت می‌کنند.

به گفته ایمانی به‌طور مسلم اگر مردم در ایجاد امری حضور نداشته ‌باشند، در اجرای آن هم نقش‌آفرین نخواهند بود و تا زمانی که این شکاف پُر نشود، یا اقدامی برای پر شدن آن صورت نگیرد، مردم در سیاستگذاری‌ها به بازی گرفته نخواهند شد و راه پرشدن این شکاف مشارکت مردم در سیاستگذاری‌ها است.

ایمانی می‌افزاید: از آنجا که مردم حق فرهنگی دارند، بنابراین باید در فرهنگ عمومی اثرگذار باشند و بایدها و نبایدها را تعیین کنند؛ وقتی مردم چنین توانایی را دارند شایسته نیست برخی فرهنگ مورد علاقه خود را بر جامعه دیکته کنند.

فرهنگ یک‌طرفه نیست

یک دکترای مطالعات فرهنگی نیز در این خصوص با بیان اینکه وضعیت کشور آنقدر سیاست‌زده شده که عملاً فرهنگ در آن ذبح شده و جایگاهی ندارد، می‌گوید: قرار بود فرهنگ در صدر باشد و اقتصاد و سیاست را خط‌دهی کند، اما همه چیز برعکس شده و اکنون اقتصاد و سیاست است که به فرهنگ حاکمیت پیدا کرده است.

دکتر افسانه حسینی اظهار می‌کند: تأثیر اقتصاد را در مشکلات فرهنگی نمی‌توان نادیده گرفت؛ اغلب مسایل روزمره بیش از آنکه فرهنگی باشند، یک واکنش اجتماعی و روانی به مسایل اقتصادی هستند.

به گفته حسینی در جامعه‌شناسی گاهی با تحلیل‌های فرهنگی‌ مواجه‌ایم که همه مشکلات را به گردن مردم و فرهنگ آنان می‌اندازد، غافل از اینکه جامعه، اقتصاد و سیاست هم در آن نقش ‌دارد. تغییر رفتارهای فرهنگی به نوع مواجهه با مردم بازمی‌گردد، یعنی اگر می‌‌خواهیم رفتار ترافیکی مردم را تغییر دهیم، قبل از هر چیز باید پاسخ موردنظر را نسبت به خود مردم در پیش گیریم. به‌عنوان مثال؛ برای تکریم پلیس ابتدا خود پلیس باید با احترام و تکریم بیشتر با مردم برخورد ‌کند، یعنی فرهنگ را نمی‌توان یکطرفه از مردم خواست بلکه اول باید رفتار مورد تقاضا را منعکس کرد تا رفتار مردم پاسخ به آن رفتار باشد.

 

اصلاح فرهنگ عمومی

حسینی ابراز می‌دارد: مادامی که نتوانیم یک تصویر روشن از آنچه نسل گذشته و متصدیان رسمی می‌اندیشند و آنچه اکنون در سطح جامعه می‌گذرد، ترسیم کنیم و آن را مبنای سیاستگذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی قرار ندهیم، در عرصه فرهنگ با ساختاری قفل شده‌ مواجه خواهیم بود.

وی با تأکید بر اینکه ما به اصلاح فرهنگ عمومی نیازمندیم، می‌گوید: این اصلاح به چند دلیل ضروری است، اول اینکه نسل‌های جدید باید راه و رسم زندگی را فرا گیرند و این امر از طریق «انتقال» فرهنگ رخ می‌دهد، دوم انتظار پذیرش بدون تفکر تجربه گذشتگان توسط نسل‌های جدید، خارج از طبیعت آدمی است و سوم اینکه مسایل و نیازهای زندگی، اموری متغیر هستند و پاسخگویی به تغییرات نیز ضرورت دارد.

این استاد دانشگاه اذعان می‌کند: در اصلاح فرهنگ عمومی دخالت دادن مردم برای تغییر، توجه و اهمیت به قدرت فرهنگ در جریان تحول و تکامل جامعه و در نظر گرفتن باورهای اصیل ملی و مذهبی مردم باید مورد توجه قرار گیرد.

میراث مشترک ما

امروز انسان‌ها آنچنان عمل می‌کنند که می‌اندیشند، سطح باورها و ارزش‌هایشان روی رفتارشان تأثیر می‌‌گذارد بنابراین «رصد فرهنگی» بیش از پیش اهمیت پیدا کرده چرا که می‌بینیم در سطح رفتار، اتفاقاتی در حال رقم خوردن است، بنابراین باید نسل گذشته را از نسل جدید تفکیک و سهم هر کدام را مشخص کنیم تا بتوانیم شکاف بین آنان را ارزیابی کنیم.

همچنین باید انتخابی هم بین مسوولان به‌ویژه مسوولان فرهنگی و مردم داشته باشیم تا ببینیم مسوولان چگونه می‌اندیشند و مردم چگونه فکر می‌‌کنند؟ مسوولان در چه عالمی سیر می‌کنند و مردم چه دغدغه‌هایی دارند؟ تا بدین گونه بتوانیم فرهنگ عمومی این «میراث اجتماعی مشترک» را حفظ، تقویت و نگهداری کنیم.

نوشته های مشابه

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
گزارش پیام‌شهر از دردِ دل‌های کارگران شهر

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *