فاجعه ی طلاق و آوارگی، دربه دری و بی پناهی بچه ها!!

ای نازنین پدر! وی مادری که شمع دل افروز خانه ای از خشم بگذرید ای جان من فدای شما، آشتی کنید جغد طلاق بر سر ما ضجه می زند لعنت بر این طلاق از بهر ما نه، بهر خدا آشتی کنید! اشاره: هرچند طلاق و جدایی ناخوشایند و اندوهبار است،ولی واقعیت دارد. از تلخی و […]

اشتراک گذاری
28 اسفند 1401
92 بازدید
نویسنده : امیر دیوانی
کد مطلب : 1114

ای نازنین پدر!

وی مادری که شمع دل افروز خانه ای

از خشم بگذرید

ای جان من فدای شما، آشتی کنید

جغد طلاق بر سر ما ضجه می زند

لعنت بر این طلاق

از بهر ما نه، بهر خدا آشتی کنید!

اشاره:

هرچند طلاق و جدایی ناخوشایند و اندوهبار است،ولی واقعیت دارد. از تلخی و پیامدهای ناگوار این حقیقت با اتخاذ روش های مناسب می توان کاست. یکی از این پیامدها تنگدستی و خلا عاطفی شدیدی است که در پی جدایی بر فرزندان طلاق چیره می شود. طلاق ، رخداد تلخی است که همچون آتشی دامن زندگی بعضی خانواده ها را می گیرد و با شعله ی نفرتش کودکان را قربانی می کند. تأثیر  جدایی پدرومادر، ویرانگرترین اثری است که می تواند بر ذهن کودک نقش بندد. آثار روانی طلاق روی کودکان چنان گسترده و جدی است که نمی شود از پیامدهای آن به سادگی گذشت.

آنچه در پی می آید،  ضمن تشریح چونی این رخداد هول انگیز، راهکارهایی درخور به دست می دهد تا فریادرس فرزندانی باشد که پدرومادرشان به <<مکروه ترین حلال>> از دیدگاه دین مبین اسلام، تن در داده و بدین ترتیب بچه یا بچه هایشان را به وادی آزردگی، بی پناهی و غمگنی می سپارند!

طلاق، دردناک ترین رویداد زندگی کودک است. از بین آسیب هایی همچون مرگ یکی از والدین، سواستفاده های جنسی از کودکان، توانخواهی(معلولیت) جسمی و حتی بلایای طبیعی، طلاق را شوم ترین اتفاق زندگی کودک انگاشته اند.به قول یکی از روان شناسان نامدار :<< وقتی زوجین از یکدیگر جدا می‌شوند،  بیم حاصل از احساس بی سرپرستی و آینده ای مبهم، روان کودک را آزرده می سازد و او اسیر اختلالات عاطفی می شود. افسرده حالی، عزلت طلبی و خیالبافی در وی پدید می آید  و در پاره ای موارد، قدرت اندیشه و اراده از او ساقط می گردد. کودکانی از این دست، خویشتن را محکوم و گنهکار می پندارند، دمادم خویشتن را مقصر و عامل جدایی پدرومادر حس می کنند و حتی چنانچه اطمینان یابند که در این جداافتادگی نقشی نداشته اند، باز این پندار آزارشان می دهد که شاید قادر بودند به اقدامی بزنند تا این کنش ناپسند و دل آزار پیش نیاید و تازه مشتاق برقراری مجدد روابط خانواده اند. گاه از دید کودکان، پذیرش طلاق ، دشوارتر از پذیرفتن درگذشت پدرومادر است، چرا که در جان سپردن ، پیوندهای عاطفی کمتر گسسته می شود. در این دوره شماری از کودکان با اختلالات دست و پنجه نرم می کنند، برخی خشمگین می شوند و بعضی گیج و بی تفاوت ، پاره ای دختران رفتارهای زنانه ی کاذب از خود می نمایانند و تعدادی از پسران از حیث همانندسازی مردانه دچار آشفتگی می گردند.>>

مادر! مرو ، برای خدا پیش ما بمان

از ما جدا مشو

بر قطره های تلخ سرشکم نگاه کن

بنگر به دست کوچک و لرزان طفل خویش

از قصه ی طلاق و جدایی سخن مگو

از پیش ما ، مرو

از ما جدا مشو

طلاق در وضع تحصیلی کودک هم اثر می نهد. او را از تلاش بازمی دارد و حس رقابت را از وی می ستاند. به باور یکی دیگر از روانشناسان نامور:<< گوشه گیری و شرکت نجستن در فعالیت های اجتماعی و فوق برنامه ی آموزشگاه در زمره ی آثار طلاق شمرده می شود.>>

گروهی از پژوهندگان پی برده اند که غیبت پدر سبب کاهش عملکرد ریاضی مخصوصا در فرزندان پسر می شود و پسران محروم از پدر ، در پیشرفت تحصیلی بسیار ضعیف تر از دختران محروم از پدر می گردند.

کودکان ۹ تا ۱۲ ساله در انجام تکالیف مدرسه ضعیف تر هستند و در دمسازی با دوستان خویش با اشکال رویاروی می باشند و کودکان پیش دبستانی، نمرات بیشتری را در آزمون های سنجش اضطراب کسب می کنند. این گونه کودکان ،خودپنداری منفی دارند، از توانش هایشان برداشت نادرستی داشته و احساس می کنند کامیاب نمی شوند و همین حس ناکامی ممکن است اثر سویی بر تحصیل آنها بنهد. پژوهشگران دریافته اند اکثر نوجوانان و جوانانی که به خودکشی دست می زنند، افرادی هستند که در کودکی پدرومادرشان از هم جدا شدند!

به گفته ی یکی از مشاوران:<< تأثیر  آسیب زای طلاق روی دختران بیشتر است تا پسران؛ دختران ۳۴درصد و پسران ۲۶ درصد. به طور کلی این درصدها بیانگر آن است که قشر یاد شده نیازمند یاری حرفه ای کارشناسان بهداشت روانی اند که بیشتر مورد عنایت دست اندرکاران اجتماع قرار می گیرند.>>

اشک نیاز را به رخ زرد ما ببین

ما جوجه های تازه رس بی ترانه ایم

بر جوجه های غمزده ، سنگ ستم مزن

ما را به زیر بال نوازش عزیزدار

سامان آشیانه ی مارا به هم مزن

تأثیر  طلاق در نوجوانان

اثر طلاق بر افراد فرق می کند. ممکن است برخی نوجوانان از جدایی مادر از پدر معتاد یا بزهکار دل آزرده نشوند. در حالی که برعکس ، شمار زیادی از آنان بر اثر طلاق والدین با مشکلات فراوانی روبه رو شوند و تجربه های زیر را به دست آورند:

۱- به دنبال جدایی پدرومادر، خیلی پریشان خاطر و افسرده دل شده و احساس ناامنی کنند. زندگی که پابرجا می دانست

ند، ناگاه دستخوش دگرگونی می شود . کسانی که از آنان مراقبت می کردند از یکدیگر جدا شده یا یکی از آن دو ، آنها را ترک کرده است. حتی در خانواده هایی که روابط بسیار بد و خشونت آمیزی داشته و با دشواری های چندی رویارویند. نوجوانان از از هم پاشیدگی خانواده رنج می برند. طلاق سبب می گردد که تمام اعضای خانواده احساس ناامنی کنند.

۲- نگرانی شدید، موجب بی خوابی، بی اشتهایی، پرخوری،  کاهش تمرکز، فراموشی، کابوس و گیجی می شود. نگرش منفی نسبت به عشق و ازدواج پیدا می کنند.شاید تصمیم بگیرند که هرگز ازدواج نکنند. حساسیت بسیار شدیدی نسبت به گزینش همسر مناسب در آنها پدید می آید. گفتنی است که چنین دیدگاهی میان نوجوانانی که شاهد جدایی والدین می باشند، بسیار متداول است.

۳- پدرومادر در پی پشتیبانی آنها هستند و مشکلاتشان را با ایشان در میان می نهند و ناراحتی و دل‌مشغولی خویش را بدانان انتقال می دهند. شاید والدین از شنیدن سخنان آنها رنجیده خاطر و مشوش شوند. چنانچه احساس خوشایندی ندارند، طبیعی است. اگر نمی دانند که به والدین چه پاسخی بدهند، با رایزن مدرسه گفت و گو کنند.

۴-تنها یک تن را سرزنش می نمایند و تیر خشم خویش را فقط سوی وی نشانه می گیرند. در حالی که بقیه را <<قربانیان بیگانه>> می دانند. موقعی که خشمگین و مضطربند، داوری منصفانه چندان ساده نیست.

۵- نگران آینده، سبک زندگی جدید، سکونتگاه، محل تحصیل، دوری از دوستان و کاهش بودجه ی خانواده اند.

۶-نگران تعویض نقش و جایگاهشان در خانواده می باشند.مثلا به خاطر کار بیشتر مادرشان برای تأمین مخارج خانواده، بعد از جدایی والدین خود از خواهر و برادرشان نگهداری می کنند.

مادر! هراس در دل ما موج می زند

دستم به دامنت

از قصه ی طلاق، در این خانه دم مزن

بابا! شکسته شیون من در گلوی من

در پیکرم، حکومت بیم است و اضطراب

بنگر به خواهرم

کاین طفل خردسال

می لرزد از هراس

می ترسد از طلاق

فریاد التماس مرا گوش کن پدر!

ما با وفای مادر خود، خو گرفته ایم

مادر، بهشت ماست

او نقشبند آتیه و سرنوشت ماست

یکی از شایع ترین احساس های منفی در موقع طلاق، بیزاری است؛ به ویژه چنانچه ازدواج با عشق همراه نبوده یا علاقه در آن ، مجال بروز نیافته باشد. هنگامی که احساس نفرت و تلخکامی داشته باشیم، وقت خودمان را به آسانی هدر می دهیم. ما بیزاریم چرا که امیدها و انتظاراتمان به واقعیت نرسیده و نهایتا خستگی حس می کنیم. تلاشمان برای ادامه ی زندگی با همسرمان بی نتیجه بوده است. با وجود حس تنفر نمی توانیم طعم دوست داشتن، محبت و آرامش را بچشیم. برای رهایی از این حس، باید بخشش و عشق را به زندگی بیاوریم تا بتوانیم با آرامش و بدون نفرت از همسرمان خداحافظی کنیم و اشتباهات وی را ببخشیم؛ حتی اگر حق با ما باشد.

باید چهار حس ترمیم کننده ی درونمان را پیدا و آنها را به گونه ای معقول تخلیه کنیم. حتی چنانچه طلاق، دقیق ترین و صحیح ترین تصمیم باشد، باز هم باید به عواطف و احساساتمان سروسامان بدهیم، باید غم و اندوه آنها را حس کنیم و به شیوه ای درست تخلیه اش نماییم وگرنه مدام آنها را با خود یدک می کشیم‌. چهار حس ترمیم کننده ی روح که باید آنها را حس و سپس تخلیه کنیم این طور بیان می شوند:

۱- امکان دارد غضبناک باشیم؛ زیرا حس می کنیم همسرمان بخش زیادی از فرصت زندگی ما را هدر داده است. به ما خیانت کرده یا به حمایت و عشقی را که لایق آن بودیم، نایل نشده ایم.

۲- حس اندوه به خاطر پایان زندگی مشترک است چون دیگر کسی را نداریم که بدو عشق بورزیم.

۳-می ترسیم زیرا فکر می کنیم مبادا بار دیگر اشتباه کنیم یا نتوانیم زندگی جدیدی را آغاز نماییم.

۴- نگرانیم که نتوانیم به زندگی ادامه دهیم یا مشکلات گذشته را جبران کنیم و یا حتی کاملا از شر همسر قبلی راحت شویم.

اگر بتوانیم ببخشیم و درک صحیحی از قضایا داشته باشیم، به یاد روزهای نخست زندگی مشترک و عشق و محبت آن روزها هم می افتیم. وقتی قادر باشیم این عشق را به یاد آوریم، کار بسیار مهمی انجام داده ایم. تا وقتی که احساسات مثبت زندگی مشترک را به خاطر نیاوریم، نمی توانیم همسر سابقمان را به طور کامل ببخشیم.

مادر! اگر ز کلبه ی ما، پا برون نهی   فردا چه می شود؟

ماییم و موج درد    ماییم و روی زرد

ماییم و داستان غم انگیز بی کسی  ما دست التماس به سویت گشاده ایم

شاید ز راه مهر، به فریادمان رسی

بابا! فدای تو   لختی درنگ کن   ما را به چنگ حوادث رها مکن

اندیشه کن پدر   ما را ببین چگونه به پایت فتاده ایم   از خشم درگذر

بی مادری بلاست   ما را اسیر فتنه ی بی مادری مکن

مادر اگر رود، شب ما بی ستاره است  در آشیانه ای که به هم انس بسته ایم

ویرانگری مکن <<مهدی سهیلی>>

نوشته های مشابه

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
گزارش پیام‌شهر از دردِ دل‌های کارگران شهر

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *