به مناسبت چهلمین روز درگذشت استاد محمدعلی کریم‌خانی؛

ساقی سرمست/از « آمدم ای شاه پناهم بده» تا « حسین آرام جانم»

زمزمه «آمدم ای شاه پناهم بده» محمد کریم‌خانی احتمالا پرتکرارترین آوای مشترک همه ایرانیان از گوشه و کنار کشور بوده است، آوایی که محمد کریم خانی، جنس صدای او و لحن کلماتش را برای همیشه در ذهن عاشقان و شیعیان ماندگار کرد، همکاری آریا عظیمی نژاد موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز ایرانی با محمد علی کریم خانی منجر به تولید یک شاهکاری در اشعار آئینی کشور شد؛ شاهکاری که به گفته شاهدان عینی در ابتدا کریم خانی با تلاش های متعدد موفق به اجرای آن نشد و در نهایت با دلی شکسته و توسل به امام رضا(ع) کاری ماندگار تولید شد.
اشتراک گذاری
12 مرداد 1401
273 بازدید
کد مطلب : 552

ساقی سرمست

مریم کشاورز مسعودیان/ محمد اصفهانی می‌گوید؛ وقتی برای نخستین بار صدایش را شنید تا دقایقی میخکوب مانده بود، صدایی که بدون اغراق در تاریخ موسیقی ایران و جهان جزو بی مانندهاست. او در خاطره ای نقل می‌کند؛ محمد رضا شجریان وقتی در مورد صدای کریم‌خانی صحبت می‌کرد، گفته بود من اگر بخواهم در مورد صدای کریم‌خانی صحبت کنم باید بگویم مثل صدای او تا به حال نشنیده ام و در پایان خواسته بود نواری از صدای ایشان داشته باشد.

کریم خانی اگرچه از دهه ۶۰ به بعد در بین هنرمندان موزیسین و موسیقی دان ایرانی جایگاه ویژه ای یافت اما کمتر در قزوین و در بین مردم زادگاهش شناخته شده بود. مردی از اهالی شهرنرجه در نزدیکی تاکستان قزوین متولد ۱۳۲۹ که ادعایی جز مداحی اهل بیت نداشت و در تمام زندگی خود جز اشعار آئینی، مداحی و خدمت در خانه اهل بیت(ع) نخواند، اما تلالو صدای او و اخلاصی که در کلمات و آوایش داشت تا به اندازه ای دلنشین و ماندگار شد که حالا او را با نام «صدای حرم» می شناسند.

زمزمه «آمدم ای شاه پناهم بده» محمد کریم‌خانی احتمالا پرتکرارترین آوای مشترک همه ایرانیان از گوشه و کنار کشور بوده است، آوایی که محمد کریم خانی، جنس صدای او و لحن کلماتش را برای همیشه در ذهن عاشقان و شیعیان ماندگار کرد، همکاری آریا عظیمی نژاد موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز ایرانی با محمد علی کریم خانی منجر به تولید یک شاهکاری در اشعار آئینی کشور شد؛ شاهکاری که به گفته شاهدان عینی در ابتدا کریم خانی با تلاش های متعدد موفق به اجرای آن نشد و در نهایت با دلی شکسته و توسل به امام رضا(ع) کاری ماندگار تولید شد.

فعالیت های هنری کریم‌خانی تا جایی ماندگار بود که زمزمه «حسین آرام جانم، حسین روح و روانم» به یک نجوای درونی برای اکثر ایرانیان تبدیل شد، حتی غیر ترک زبانان نیز ارتباط خوبی با این مداحی معروف برقرار کردند و این آوای ماندگار هم به پای ثابت مجالس عزاداری و مداحی امام حسین(ع) در سراسر کشور تبدیل شد.

گوش سپردن به بسیاری از نمونه های خوانده شده توسط کریم‌خانی همین حس و حال آشنا را برای ایرانیان تداعی می کند، حالی که به گفته سلطانی از مجریان شبکه ملی و دوستان قدیمی این ذاکر اهل بیت ناشی از اخلاص او در خواندن بود.

آثار کریم‌خانی در دسته بندی آثار مذهبی قرار دارد و یک آلبوم دیگری به نام «ساقی سرمست» منتشر کرده است که درباره واقعه کربلا است و مورد استقبال فراوانی از سوی عاشقان اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت. از دیگر آثار مشهور وی در مورد ایام محرم می توان به «نجوای عاشورایی» اشاره داشت.

محمد اصفهانی معرف کریم‌خانی به رادیو بود

محمدمهدی واعظی اصفهانی معروف به محمد اصفهانی، خواننده و آهنگساز پاپ و سنتی ایرانی و دارای گواهینامه درجه یک هنری در رشته خوانندگی موسیقی سنتی ایرانی، از اولین مواجهه اش در دیدار با محمد علی کریم‌خانی در یک مجلس ختم از نزدیکانش می گوید: اولین باری که ایشان شروع به خواندن کردن (یک مداحی در وصف حضرت زهرا(س)) من در حال پذیرایی از میهمانان مجلس ختم بودم، گام صدای ایشان به اندازه ای بود که بلندگوهای مسجد سوهانک تاب صدای ایشان را نداشت؛ صدای ایشان معجزه ای بود که من را برای دقایقی میخکوب کرد، همین باعث شد تا انتهای مجلس کنار ایشان نشستم، سر صحبت را باز کردم و شماره تلفن ایشان را گرفتم تا ایشان را به رادیو دعوت کنم.

اصفهانی ادامه داد: آن موقع معتقد بودم حیف صدای کریم‌خانی است که فقط در مجالس عزاداری و نوحه باشد و معتقد بودم صدای ایشان باید جایی پخش شود که همه مردم از آن لذت ببرند، به همین خاطر با دعوت ما، پای ایشان به استودیوهای موسیقی باز شد. در ابتدا ایشان اگرچه بسیار عالی می خواند اما با مباحث تئوری موسیقی آشنا نبود اما با هوش فوق العاده ای که داشتند، بسیار سریع فرا می گرفتند.

این آهنگساز و خواننده ایرانی گفت: آقای کریم‌خانی کلیات دستگاه ها و مفاهیم تئوری را می دانست، اما نمی توانست تشخیص بدهد، با قدری کار کردن و بالا و پایین کردن، خیلی زود گوشه های اصلی را کار کردیم و در حین این کار، من از تکنیک هایی که ایشان به طور تجربی از اوج خوانی در آن بی نظیر بودند استفاده کردم، در این مدت در استودیو ارگ کنار ایشان بودیم، آواز کریم‌خانی در رادیو با آوازهای مذهبی و مداحی گونه برای سحرگاه شروع شد و مسیر رشد و پیشرفت ایشان همچنان ادامه داشت.

اصفهانی در ادامه اظهار داشت: صدایی که بدون اغراق در تاریخ موسیقی ایران و جهان بی مانند است، آقای شجریان وقتی درباره ایشان گفت؛ من اگر بخوام درباره صدای شما صحبت کنم باید بگویم که مثل صدای شما نشنیده ام، صدای شما مثل یک کامیون با قابلیت مانور ماشین مسابقه ای است و تنها کسی بود که من از آقای شجریان شنیدم که ایشان خواستند یک نوار از صدای کریم‌خانی داشته باشند.

وی افزود: آقای کریم‌خانی وقتی می خواند تشعشعات صدای ایشان به پیراهن شما برخورد می کرد، این که ایشان می توانست یک ساعت بدون ساز و بدون افت کوک بخواند که نشان از گوش و حنجره بی نظیر ایشان باشد و این واقعیتی بود که همه اهالی فن و هنرمندان موسیقی به آن واقف بودند.

صدای کریم‌خانی نزدیک به ۱۴ سال میهمان برنامه های سحرگاه ماه رمضان بود

حسن سلطانی از مجریان پیشکوست صدا و سیما از دوستان و همکاران استاد کریم‌خانی در گفت و گو با خبرنگار پیام شهر در خصوص شخصیت او می گوید: ما سال هایی که در «برنامه سحر» میهمان آقای کریم‌خانی برای سحرگاه بودیم، اوج صدای ایشان به اندازه ای بود که همسایگان استودیو از صدای ایشان لذت می بردند.

وی افزود: حضور قلب و تمایلی که در ایشان در آن زمان سحری برای اجرای برنامه وجود داشت، موجب شده بود که کریم‌خانی یک پدیده باشد؛ این که نیمه شب از خواب بیدار بشوی و طوری بخوانی که انگار ساعت هاست صدایت را آماده کرده ای و با جان و دل اجرا کنی، از عهده معدود انسانی بر می آید.

این مجری صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت: من در این سال هایی که با ایشان رفاقت و آشنایی داشتم، هیچ وقت از زبان ایشان نشنیدم که از خود تعریف کند، یا به قطعه و آوازی که خودشان خواندند، افتخار کند و تازه کاری را هم می دید که وارد کار شده است، حمایت می کرد و کمک می کرد تا انگیزه بگیرد و کار را به بهترین شکل انجام دهد و این همان عنصری است که موجب شده که کریم‌خانی به یک اسطوره و یک صدای ماندگار تبدیل شود.

سلطانی افزود: در این سال ها متوجه ارادت ویژه ایشان به اباعبداله الحسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) شده بودم؛ ارادتی که در سفر مشترکی که با هم به کربلا و مشهد هم داشتیم، به خوبی قابل مشاهده بود و ایشان بیشتر وقت خود را در حرم حضرت ابوالفضل (ع)می گذراند.

صدای حرم، مراسم گرامیداشت چهلمین روز درگذشت استاد کریم‌خانی با حضور علاقمندان ایشان برگزار شد.

در نهایت استاد کریم‌خانی این صدای ماندگار ایرانی در ۳۱ خردادماه ۱۴۰۱ در سن ۷۲ سالگی بر اثر بیماری، دارفانی را وداع گفت. مراسم خاکسپاری، در روستای مادری ایشان برگزار شد و در نهایت برنامه ویژه «صدای حرم» به مناسبت گرامیداشت چهلمین روز درگذشت استاد کریم‌خانی در قزوین با حضور بزرگان هنر و موسیقی ایران و جمعی از علاقمندان به هنر برگزار شد.

دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور که از میهمانان ویژه این مراسم بود، در خصوص این رویداد اظهار داشت: شکی نیست که محور اصلی اجماع ملی و تکریم و تداوم هویت ملی ما ایرانیان، محبت اهل بیت عصمت و طهارت است، خاندانی که نه تنها شرط دینداری هستند بلکه اساسا قصه این ها برای هر فطرت بیداری، قصه الهام بخش و دوست داشتنی و اسوه است و از این روست که خادمین بارگاه امامان نیز برای ما بسیار ارزشمند هستند.

امامی افزود: استاد کریم‌خانی بیش از اینکه یک مداح و یا یک خواننده باشد، برای ما خادم بارگاه امام رضا(ع) بوده است و این نقش او با عاطفه ملی ما ایرانیان است که صدا و نجوای ایشان را برای ما ماندگار کرده است.

دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور گفت: عاطفه ملی و خاطره ملی از ابعاد مهم تمدن سازی است که می تواند متعلق به یک ابنیه تاریخی قهرمان بزرگ و یا حتی یک قربانی مظلوم مدفون در یک مکان باشد و واقعیت این است که عاطفه ملی ما به اهل بیت ، بقیه اجزای نماد ساز هویت ملی ما را نیز به خود مشغول کرده است.

امامی با بیان اینکه این هویت ملی ماست که به عاطفه ملی مان هویت بخشیده است، اظهار داشت: ما در معماری هنر لباس و موسیقی و ادبیات خود به عاطفه ملی مان که محبت اهل بیت است، ضریب دادیم و این ضریب در ماه محرم و صفر به اوج خود می رسد.

وی افزود: اگر در عاطفه ملی مردم آوازی مانند «آمدم ای شاه، پناهم بده» نهاده شده است و چنین درخشیده، با ضریب محبت اهل بیت، نسبت جدی دارد، چرا که هر هنری که ضرب در محبت اهل بیت بشود در عاطفه ملی تاریخ ما ضرب می شود.

دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور ادامه داد: هنرمندی اگر بتواند عاطفه ملی را که ریشه در هویت ملی دارد، درک و آن لحظه را دریافت کند، در دل مردم ایران، فارغ از قومیت و رنگ و تفکر و زبان خواهد نشست که این نشستن در دل مردم، نمونه هایی دارد که آقای کریم‌خانی از این نمونه هاست.

دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اظهار داشت: اینجاست که درک می‌کنیم که چرا هر مساله ای با لایه اسلامیت گره خورده و یک افتخار و حضور مردم را به همراه دارد و این راهنمای خوبی برای هنرمند ایرانی است که خود را سرباز هویت ملی ایران می داند.

امامی در پایان گفت: همه شما و من از این اثر خاطره داریم و امیدواریم این حال و این اثر جاری شده در آثار ایشان، همچنان تداوم پیدا کند و انشاا… که محرم و صفر خوبی را در پیش داشته باشیم؛ سرشار از عاطفه تجلی یافته در شعر و شعور عمومی و بتوانیم از این اندیشه در تغییر سبک زندگی مان بهره بگیریم

کریم‌خانی، حق زیادی بر گردن ما قزوینی ها دارد

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین نیز در ادامه این مراسم با اشاره به این که مردم قزوین مدیون زحمات و تلاش های استاد کریم‌خانی هستند، گفت: استاد کریم‌خانی حق زیادی بر گردن بسیاری از ما قزوینی ها دارد و این در حالی است که خیلی ها تا زمان مرگش نمی دانستند که این استاد اهل استان قزوین بوده است؛ ایشان در طول سال ها هنرنمایی و نشر معارف اهل بیت، خدمت بزرگی به تعمیق و شناخت معارف رضوی و حسینی نمود.

فائزی افزود: نام کریم‌خانی با شعر «آمدم ای شاه، پناهم بده» و با روضه اباعبداله عجین شده و امیدواریم دعای خیر ایشان موجب شود تا ما نیز بتوانیم در عرصه هنر آیینی، هنرمندان بیشتری را در شهر و دیار خود داشته باشیم و تقدیم آستان معظم اهل بیت نماییم.

وی تصریح کرد: ان شاا… که خداوند بر علو درجات این هنرمند فقید بیفزاید و مقامش را عالی تر بگرداند.

آمده ای شاه، پناهش بده

استاد کریم‌خانی بزرگ در سن ۷۲ سالگی با حنجره ای طلایی، صدایی ماندگار و نامی جاویدان از میان ما رخت بر بست و به نظر زیباترین حسن ختام برای خداحافظی با این اسطوره، همان چند جمله ایست که آریا عظیمی نژاد همکار و دوست قدیمی ایشان در شنیدن خبر از دست رفتنش منتشر کرد؛

«سکوت می‌کنم انگار حنجره‌ام از کار افتاده انگار صدایم را از دست داده‌ام. استاد کریم خانی به اربابش پیوست؛ آمده، آمده ‌ای شاه، پناهش بده».


 

آلبوم ساقی سرمست

«ساقی سرمست» که در مورد واقعه کربلا است، از جمله آثار مشهور است. استاد در بخشی از گفتگوی آرشیوی می گوید: محرم۱۳۹۱ استاد کریم خانی پس از چند سال کار کردن، «آلبوم عاشورایی ساقی‌ سرمت»، منتشر شد که آهنگسازی آن نیز با «آریا عظیمی‌‌نژاد» بوده است. همیشه و از ابتدا این روال من بوده که در کارهایم، همه‌ اصول و قوانین لازم را رعایت کنم. این اِلِمان‌ها، همگی بر می‌گردند به موسیقی اصیل ایرانی. من تمامی قطعات این آلبوم را با در نظر گرفتن موسیقی اصیل ایران خوانده‌ام، چرا که بر این باورم موسیقی اصیل ایرانی از تعزیه به ما رسیده است و در سنت ما ریشه ‌دارد.

استاد کریم خانی در ادامه این گفت وگو می افزاید: موسیقی، وقتی ریشه‌دار و با اصالت باشد، به طور حتم برای مردم هم دلنشین خواهد بود، زیرا این نوع موسیقی، جدا از این که بسیار سنگین است، عامه‌‌پسند بوده و مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد. من، تک‌‌تک این قطعات را در دستگاه‌ها و گوشه‌های مختلف ایرانی اجرا کرده‌ام تا حرفی برای گفتن داشته باشند. شاید مثلا فکر کنید که همه در دستگاه همایون یا مثلا چهارگاه اجرا شده‌اند، ولی این‌طور نیست و به نوعی من این دستگاه‌ها را با هم ترکیب کرده‌ام و گاهی چیزهایی را نیز افزوده‌ام. اینکه این آلبوم با تمامی قطعاتش متعلق به حضرت امام حسین(علیه‌السّلام) است، دلیلی برای موفقیت آن است.

وی با بیان اینکه همه‌ ما وسیله هستیم، دقیقاً مثل دکترها که وسیله هستند تا مریض بهبود یابد، اما در واقع شفادهنده، خداوند است، می افزاید: در واقع، این عنایت ائمه و اهل‌بیت است که موجب می‌شود کاری مثل «ساقی‌سرمست» به موفقیتی این‌چنینی نائل می‌آید. سروصدایی که یک باره آغاز می‌شود، به بن‌بست می‌خورد و کار را یک بار مصرف می‌کند. مهم است که مردم به تدریج متوجه مفهوم کار شوند؛ مهم است که هر چقدر شما به آهنگ گوش دهید، تمایل بیشتری برای شنیدنش داشته باشید. کار حماسی است و همین آهنگ و شعرهای حماسی فرد را به سوی خود می‌کشاند. شما به آهنگ «مگر ای کربلا خاک بهشتی» گوش کنید. این ترانه انسان را به سوی خود می‌کشاند و می‌برد./هیات رزمندگان اسلام


آمدم ای شاه پناهم بده

«آمدم ای شاه پناهم بده» که به نام «در این قطعه از بهشت» هم شناخته می‌شود، تصنیفی درباره امام هشتم حضرت رضا (ع) است. خواننده اثر محمدعلی کریم‌خانی و آهنگساز آن آریا عظیمی‌نژاد هستند.

محتوا و شعر

شعر این قطعه اثر حبیب‌اله چایچیان(متخلص به حسان) است. او ماجرای سرودن شعر را این‌طور روایت کرده‌است که برای زیارت حرم امام رضا علیه السلام با مادر بیمارش به مشهد می‌رود تا او را به آخرین آرزویش برساند؛ اما به علت ازدحام جمعیت موفق به رسیدن به ضریح نمی‌شوند. چایچیان تلاش می‌کند مادرش را از رسیدن به ضریح منصرف کند ولی وی اصرار می‌کند. در این موقعیت چایچیان این شعر را می‌سراید و وقتی به قسمت تخلص شعر می‌رسد، می‌بیند که مادرش خود را به ضریح رسانیده ‌است. چایچیان درباره این شعر می‌گوید: «این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است»

تولید

آریا عظیمی نژاد موسیقیدان و نوازنده معروف ایرانی به آهنگسازی این تصنیف پرداخت است. محمد علی کریمخانی توسط محمد اصفهانی برای اجرای این قطعه به آریا عظیمی نژاد معرفی شد.

کریمخانی تولید اثر را این‌طور توضیح می‌دهد که:

برای تهیه این کار به علی بن موسی رضا علیه السلام توسل کردیم و کار را به صاحبش سپردیم؛ حدود چهار ساعت زمان برد تا این قطعه که شامل سه بیت است، آماده شود. البته حدود پنج یا شش بیت را خواندم، اما همین سه بیت انتخاب شد. مدام می‌خواندیم ولی کار درستی تهیه نمی‌شد و خودمان را راضی نمی‌کرد. من که دلگیر شده بودم، از اینکه تلاشم به نتیجه نمی‌رسید، گفتم برویم، شاید لیاقت این کار را نداریم. ناگهان حسی به من دست داد که نمی‌توانم آن لحظه را توصیف کنم، حسی غریب بود که متوجه شدم شاید اگر بار دیگر تلاش کنیم، تلاش ما به نتیجه برسد، عظیمی‌نژاد را صدا زدم، شروع کردیم. اگر به‌خاطر داشته باشید من ابتدای شعر گفتم «آمده‌ام» و بار دیگر برگشته‌ام و شعر را تکرار کرده‌ام که: «آمدم ای شاه…»، عظیمی‌نژاد دلش نمی‌آمد همان «آمده‌ام» از ابتدای شعر را حذف کند، معتقد بود؛ هرچند با شعر هماهنگ و جور نیست ولی تأثیری دارد که نباید نادیده گرفته شود، حس‌ و حالی در همان خواندن آن لحظات بود که شعر را اثرگذار کرد.

این قطعه در سال ۱۳۸۶ ساخته شد و در سال ۱۳۸۹ با پخش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به شهرت عمومی رسید. از زمان انتشار آن تاکنون، به مناسبت تولد یا شهادت امام رضا علیه السلام از رسانه‌های صوتی و تصویری پخش می‌شود.

متن کامل شعر

آمدم ای شاه پناهم بده                 خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان            دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق          قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم            اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست          شوق و سبک‌خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع      گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین من‌اند           بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من          با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند              نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی               جمله‌ی حاجات مرا هم بده

آن‌چه صلاح است برای «حسان»      از تو اگر هم که نخواهم، بده

نوشته های مشابه

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
گزارش پیام‌شهر از دردِ دل‌های کارگران شهر

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *