بی تفاوتی اجتماعی

سید محمد رضا قافله باشی/مدیر مسئول/ بی تفاوتی را می توان مفهومی  که حاکی از نوعی بی توجهی و بی تعهدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها ،حوادث ، اتفاقات اجتماعی  و … در جامعه دانست که از سوی حوزه های مطالعاتی گوناگونی نکوهش شده ، معنای ساده و بی تفاوتی اجتماعی یعنی اینکه برای […]

اشتراک گذاری
23 مرداد 1401
178 بازدید
نویسنده : سید محمدرضا قافله باشی
کد مطلب : 644

سید محمد رضا قافله باشی/مدیر مسئول/ بی تفاوتی را می توان مفهومی  که حاکی از نوعی بی توجهی و بی تعهدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها ،حوادث ، اتفاقات اجتماعی  و … در جامعه دانست که از سوی حوزه های مطالعاتی گوناگونی نکوهش شده ، معنای ساده و بی تفاوتی اجتماعی یعنی اینکه برای ما مهم نیست چه بر سر دیگران آید و آن روابط عاطفی و مسئولیت پذیری افراد در قبال دیگران کمتر شود.

در بیشتر جوانان، احساسات مبنای اراده کارها قرار می گیرد و تنها لذت و خوشی هر روز نخستین هدف می شود، بی آنکه به فردا و فرداهای زندگی توجه شود و یا کاری برای روز نیاز و احتیاج انجام شود. از این رو «راحتی»، «تنوع طلبی»، «سنّت شکنی» و «بی توجهی به هنجارهای خانواده و جامعه» به دور از«باید و نباید» مطلوب  نسل جوان است. جوانان روی خوش نسبت به «تکلیف»، «وظیفه» یا «مسئولیت» در زندگی نشان نمی دهند و از هر گونه گفتار و رفتار یا بینش و روش محدودکننده ای گریزان هستند.

مسئولیت در سه جلوه همچون ضلع های مثلث رخ می نماید و حاصل آن مسئولیت فردی مسئولیت اجتماعی و مسئولیت الهی است به ترتیب در قبال خود خلق و خداوند معنا می یابد. عدم مسئولیت پذیری در بین آحاد مسوولین و مردم خود را بیشتر نشان میدهد و جلوه آن در نداشتن همت جامعه وعدم برنامه ریزی برای آینده جوانان  و نسل های بعدی خاصه در آموزش و پرورش برای مسئولیت پذیر کردن نوجوان ها که  بی تفاوتی اجتماعی را در پی خواهد داشت بیشتر نمایان میشود .

عوامل مختلف بروز بی تفاوتی اجتماعی در حوزه روانشناختی :  احساس عزت نفس ، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ، رفتار خوب با دیگران ،احساس کارایی و اثر گذاری ، اعتماد به دیگران و …

علل اقتصادی و اجتماعی : ویژگی های ساختار و نظام اقتصادی کشور، میزان درامد ، شغل ، سطح و کیفیت آموزش و پرورش، وابستگی های قومی ، نژادی و زبانی و…

 علل سیاسی :  چگونگی توزیع قدرت ، ساختار سیاسی ،  وضعیت دموکراسی و…

در اندیشه اسلامی، مُفسران قرآن کریم (ذیل آیات امر به معروف و نهی از منکر و آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سوره آل عمران)، محدّثان و فقیهان (با ارائه و تبیین حدود ۸۰۰ روایت از کتاب وسائل الشیعه) همگی موضوع بسیار مهم بی تفاوتی اجتماعی را با تعبیرهای گوناگون مورد توجه قرار داده اند و همچنین دراصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با الهام از آیات قرآن کریم (توبه/ ۷۱) برای مقابله با بی تفاوتی، دعوت به خیر (امر به معروف و نهی از منکر) را وظیفه‌ای همگانی و بر عهده مردم نسبت به یکدیگر مقرّر کرده است. بنابراین، آنچه در مسائل فردی و اجتماعی انسان‌ها دارای ارزش و در درجه اولِ اهمیّت می باشد، داشتن حساسیت نسبت به سلامت و سعادت خود، خانواده، همسایگان و افراد جامعه است. به اینکه بکوشیم نسبت به نقص ها، عیب ها و مشکلات گوناگونِ خود و دیگران بی تفاوت نباشیم.

آثار بی تفاوتی در زندگی اجتماعی

« بی تفاوتی» از جمله آسیب‌های مهم در روابط انسانی و مانعی مهم در برابر ترویج سبک زندگی اسلامی محسوب می‌شود و در صورت فراگیرشدن بی تفاوتی در جامعه، در هیچ کس توانایی و عزمِ برخورد با نابسامانی‌ها و دعوت به خوبی‌ها وجود نخواهد داشت. شهر نشینی یکی از دلایل شکل گیری بی تفاوتی در زندگی اجتماعی شهروندان است. در نتیجه این تغییر در سبک زندگی، تغییر در ساختار خانواده نیز رخ داده است که این عامل نیز خود یکی دیگر از علل شکل گیری بی تفاوتی در زندگی اجتماعی شهروندان شده است. تغییر در نوع روابط اجتماعی، تغییر خرده فرهنگ ها، فردگرایی، کاهش مهربانی اجتماعی در سطح جامعه، کاهش مدارای اجتماعی، تفاوتهای فرهنگی و افزایش مشکلات زندگی که به ضعیف شدن ارتباطات منجر شده است همگی دست به دست هم داده اند تا “بی تفاوتی” هر چه پررنگ تر در جامعه نمود و  بروز پیدا کند.

در پژوهشی با عنوان”بررسی بی تفاوتی و نوعدوستی در جامعه شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن”، هدف کار خود را در پژوهشی علّی-مقایسه ای، بررسی ارتباط بی تفاوتی اجتماعی با متغیرهای همدلی، مسئولیت پذیری و تحلیل هزینه-پاداش مادی قرار دادند. نتایج حاصله نشان داد در مواجهه با حالت های اضطراری ۳/۷۵ درصد از شهروندان، نوعدوست و ۷/۲۴ درصد بی تفاوتند. به علاوه گروه نوعدوست در مقایسه با گروه بی تفاوت دارای همدلی بیشتر، مسئولیت پذیری بیشتر، و تحلیل هزینه-پاداش کمتر است.

در تبیین بی تفاوتی اجتماعی که غالباً با تعبیر بیگانگی اجتماعی در نظر جامعه شناسان معاصر یادشده است، در قالب نظریه هایی نسبتاً تجربی تر، عوامل مؤثر در بروز بی تفاوتی را در جامعه را شناسایی کرده اند. استرلین تبیینی اقتصادی و جمعیت شناختی از بی تفاوتی ارائه کرده و معتقد است که تمایلات و روندها در ارتباط با بی تفاوتی سیاسی، تا اندازه ای تابعی از تغییرپذیری نسلی در زمینۀ بهزیستی و رفاه اقتصادی است. در نظر لیپست و لرنر بی تفاوتی اجتماعی در نقطۀ مقابل مشارکت اجتماعی قرار می گیرد و متغیرهای اجتماعی در آن دارای محوریت و اهمیت فراوانی هستند. برخی نظریه ها در باب بی تفاوتی اجتماعی، مبتنی بر نقش انواع نارضایتی اجتماعی به عنوان عامل محرک در وقوع این پدیده است. لیپست در کتاب”مرد سیاسی” می نویسد “جامعه ای که در آن بخش بزرگی از جمعیت بی تفاوت، بی علاقه  و ناآگاه باشد جایی است که در آن، رضایت را نمی توان یافت”.نظریه های ذکر شده در باب بی تفاوتی اجتماعی، گویای ابعاد متنوع و متکثری هستند که بر پیدایش یا افزایش مسآلۀ بی تفاوتی اجتماعی و عوامل اثرگذار برآن تأکید می ورزند.

جامعه باید تلاش کند تا فرزندان خود را از کودکی مسئولیت پذیر تربیت کند. به جای تقویت فردگرایی، باید توجه به سمت منافع جمعی در سبک زندگی و الگوهای تربیتی جایگزین شود. اگر مسئولیت پذیری در جامعه تقویت شود، مشارکت و همدلی به تبع آن بیشتر می شود. در جامعه ای که سرمایه اجتماعی بیشتر باشد، مسئولیت پذیری هم بیشتر دیده می شود به همین دلیل مشارکت اجتماعی یکی از مولفه های جدی سرمایه اجتماعی در جامعه است. سرمایه اجتماعی با قانون و بخشنامه در جامعه افزایش پیدا نمی کند و تمامی اجزای جامعه باید در این زمینه فعال باشند.برای ارتقای همدلی اجتماعی در جامعه باید هم دولت و هم مردم وارد عرصه شوند. روحانیون، صاحبنظران، معتمدین، ورزشکاران، اساتید و … همه می توانند موثر باشند اما شرط اول این حرکت این است که بپذیریم ما جامعه ای هستیم که داریم به سمت بی تفاوتی اجتماعی و فردگرایی بیشتر گرایش پیدا می کنیم.

بی تفاوتی در جامعه نوعی بیماری اجتماعی است. همان گونه که در مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی است. چنین پدیده ای در جامعه با سابقه فرهنگی کهنش بسیار می تواند نگران کننده باشد چه آنکه این نوع بی تفاوتی نه ریشه در آموزه های مذهب ما دارد نه ریشه در فرهنگ ملی مان.صرف نظر از آنکه چه عاملی سبب ایجاد این بی تفاوتی درجامعه شده است؛ ناگفته پیداست فردی که احساس مسئولیتی در مقابل همنوع غرق به خونش در خیابان (در تصادفات و …) نمی کند، تعهد چندانی هم به رشد و پیشرفت جامعه خود و اعتلای فرهنگی، علمی و اقتصادی آن نخواهد داشت این در حالی است که احساس تعلق فرد به کلیت جامعه و تعهد نسبت به سرنوشت جمعی، عمل مهمی در حفظ انسجام ملی و اعتلای یک کشور است. در جامعه ای که تک تک افراد به جامعه احساس پیوستگی داشته و خود را در قبال سرنوشت هم مسئول می دانند ضمن آنکه جامعه ای شادتر، پر انرژی تر و اخلاق گراتر خواهیم داشت، رشد و پیشرفت همه جانبه آن با شتاب بیشتری رخ می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *