مهدی مردانی:

ادبیات کودک و نوجوان ایران هنوز به بلوغ نرسیده است

شاید به نوعی ادبیات کودک و نوجوان ما هنوز کودک و نوجوان است و در حال گذار  از سال های تجربه است و تجربه هایی و موج هایی ممکن است در این مدت در ادبیات ما در این بخش ایجاد شود، حتی ممکن است شکست هم بخورد که  به نظر من اشکالی ندارد؛ به هر حال باید تجربه کرد، سرود و  بازخورد این را در کودکان دید، تا کم کم برسیم به جایی که ادبیات کودک و نوجوان ما هم دارای چارچوب و شاکله حرفه ای بشود.
اشتراک گذاری
02 مرداد 1401
154 بازدید
کد مطلب : 392

مریم کشاورز مسعودیان/ادبیات کودک و نوجوان اگرچه در تمام دنیا از مهم ترین گونه های ادبی است و با توجه به تاثیر گذاری آن در روند تعلیم و تربیت بسیار به آن پرداخته می شود، اما در ایران گویا به درستی درک نشده است، تا جائی که مردانی ،این شاعر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان معتقد است ادبیات کودک و نوجوان ایران هنوز در مرحله کودکی و نوجوانی است و تا رسیدن به بلوغ فرصت آزمو ن و خطا دارد.

مهدی مردانی، شاعر و نویسنده نام آشنای قزوینی است که در بین کودکان و نوجوانان ایرانی طرفداران فراوانی دارد. او از روزهایی که در سال ۸۴ نخستین آثار خود را به چاپ رساند، تاکنون به صورت حرفه ای در حوزه ادبیات کودک و نوجوان قلم فرسایی کرده و اکنون انتشار بیش از ۲۰ مجموعه کتاب را به رشته تحریر در آورده است که تعداد زیادی از این کتب در جشنواره های استانی، ملی و بین المللی مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است.

به بهانه هفته ادبیات کودک و نوجوان پای صحبت های این شاعر قزوینی نشستیم؛ مردی که از روزهای کودکی با پرورش در خانواده ای هنرمند پایش به دنیای ادبیات باز شد.

* لطفا بفرمایید نخستین جرقه ها برای علاقمندی به شعر و داستان کودک از چه زمانی در ذهن شما زده شد؟

 من در خانواده ای زندگی می کردم که پدر به هنر و موسیقی بسیار علاقمند بود، عموهایم در حوزه موسیقی فعالیت داشتند و یکی از عموهایم به شعر و شاعری علاقمند بود، به همین دلیل رشد و پرورش در این خانواده موجب شد تا علاقمندی به موسیقی در من نیز ایجاد شود و خیلی زود ساز تنبک را انتخاب کرده و مدت ها به نواختن آن پرداختم.

شاید همین علاقه به موسیقی و نواختن تنبک بود که بعدها در عروض و قافیه سازی شعری بسیار به من کمک کرد، چرا که گوشم به موسیقی آشنا شده بود. در دوران راهنمایی سرکلاس های انشا یک مرتبه تصمیم گرفتم به جای این که انشا بنویسم، یک متن موزون داشته باشم که جرقه های اولین نوشتنم با شعر سرودن، آن موقع خورد؛ اتفاقی که با تحسین و علاقمندی معلمم مواجه شد و به عنوان یک محرک تاثیرگذار در ذهن و زندگی من به ثبت رسید.

*نوشته ها و سروده های شما از چه زمانی شکل و شمایل حرفه ای تری به خود گرفت؟

روند حرفه ای تر شدن نوشته ها از دبیرستان شروع شد، در آن زمان مجله جوانانی وجود داشت که من اشعارم را برای آن مجله ارسال می کردم و هر شماره منتظر انتشارش می نشستم، رفته رفته که با ادبیات بیشتر آشنا شدم و به انجمن های ادبی راه یافتم، پس از آن نیز در جشنواره های ادبی شرکت کردم.

* در مورد اولین کتابی که از شما چاپ شد بگویید؛ کی و چطور اتفاق افتاد؟

حضور در جشنواره های ادبی مختلف به مرور سطح تولیدات و اشعار را بهبود بخشید ولی به فکر انتشار کتاب نبودم، برای اولین بار در سال ۱۳۸۴ یک مجموعه غزل تحت عنوان «عاشقانه های یک جهنمی» چاپ کردم که مطابق همه انسان های دیگر نارضایتی هایی از تصویرگری و حتی برخی از قسمت های این اشعارم دارم ولی به هر حال نخستین قدم برای حضور حرفه ای و انتشار کتاب همین عاشقانه های یک جهنمی بود که با نشر حدیث امروز قزوین به چاپ رسید؛ بعد از آن، حضور در این عرصه، باعث شد تا آثار دیگری نیز یکی پس از دیگری به انتشار برسد.

 

*در این سال ها که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کردید، مهم ترین نقص موجود در این بخش را چه می دانید؟

اولین مطلب این است که ادبیات کودک و نوجوان در کشور ما عمر کهنسالی ندارد و یک پدیده تقریبا نو ظهور است با عمر کمتر از ۱۰۰ سال و به نظر می رسد پیش از آن اساسا کودک و نوجوان در کشور ما جدی گرفته نمی شود تا این که برای آن اثری تولید بشود. بعد از گسترش صنعت ترجمه و ورود ادبیات کودک و نوجوان از سراسر جهان و آشنایی با ادبیات کودک و نوجوان جهان، کم کم در ایران هم این اتفاق افتاد و در حوزه شعر و داستان برای کودکان اثر تولید شد و طبیعی است که با این عمر کوتاه در این حوزه تجربه های فراوانی نداشته باشیم.

شاید به نوعی ادبیات کودک و نوجوان ما هنوز کودک و نوجوان است و در حال گذار  از سال های تجربه است و تجربه هایی و موج هایی ممکن است در این مدت در ادبیات ما در این بخش ایجاد شود، حتی ممکن است شکست هم بخورد که  به نظر من اشکالی ندارد؛ به هر حال باید تجربه کرد، سرود و  بازخورد این را در کودکان دید، تا کم کم برسیم به جایی که ادبیات کودک و نوجوان ما هم دارای چارچوب و شاکله حرفه ای بشود.

*برای گذر از این سال های تجربه با چه مشکلاتی مواجه هستیم؟

اگرچه در این سال های گذر از تجربه، نویسندگان و شعرای حوزه کودک و نوجوان، نیازمند افزایش دانش، آگاهی و آزمون و خطا هستند، اما ما با دو مشکل جدی نیز در این مسیر مواجه هستیم؛ اولین آن عدم رغبت کودک و نوجوان به کتاب است و متاسفانه با فضای آموزشی حاکم شده در کشور ما و اولین مواجهه کودکان و نوجوانان ما با کتاب های درسی با حجم های زیاد است که بسیار موجب دلزدگی کودکان می شود، از این رو با این دلزدگی ایجاد شده در سنین پایین، کودکان و نوجوان کمتر به سراغ کتاب های غیر درسی می روند، حال این که کتاب غیر درسی به واسطه این که امتحان گرفتنی نیست، بسیار جذاب تر هستند؛ از این رو من معتقدم که اگر بتوانیم کودک و نوجوان را با این حوزه آشنا کنیم، می توانیم لذت مطالعه را به آنها هدیه کنیم، چرا که لذت مطالعه حق کودکان است و یکی از حقوق طبیعی کودکان در جهان این است که کتاب بخوانند و لذت ببرند؛ کتابی که برای آنها نوشته شده، برای آنها تصویرگری شده و با قالبی که آنها دوست دارند، چاپ شده است.

با این حالا اگر ما کودکان و نوجوانانمان را از دسترسی به کتاب مناسب محروم و یا از مطالعه زده کنیم، اجحافی است که جبران ناپذیر است، چرا که آینده هر زمین در گرو رشد و تعالی فرهنگی مردم سرزمینی است که امروز کودک و نوجوان هستند و ابزار آنها کتاب است، پس اولین ضعفی که در این حوزه داریم، دوری خانواده ها و جا نداشتن کتاب در سبد خانوارهای ایرانی است و همین موضوع باعث شده که تیراژ کتاب ها به زیر ۱ هزار نسخه برسد، چرا که کسی کتاب نمی خرد و کسی کتاب نمی خواند!

یکی از گله مندی های دائمی نویسندگان در ایران مساله کپی رایت است؛ در این باره چه نظری دارید؟

بله؛ ضعف دیگری که لطمه آن را خود نویسندگان و شعرا می خورند بحث کپی رایت است؛ قانون حمایت از مولف و تولید کننده اثر در بسیاری از بخش ها وجود دارد. به طور مثال؛ در کشور ما ورود خودروی خارجی به دلیل حمایت از تولید کننده داخلی ممنوع است و مردم مجبورند از تولیدکننده داخلی تهیه کنند اما در حوزه کتاب، ناشرین ما بدون این که ریالی بابت حق الزحمه به نویسندگان خارجی بدهند و توافقی صورت بگیرد، کافی است که یک نسخه از کتابی را بخرند، ترجمه و چاپ کنند و آنجاست که سیلی از کتاب های خارجی کودک و نوجوان بازار کتاب ما را فرا می گیرد؛ چرا که ناشر برای نویسنده، تصویرگری و … هیچ هزینه ای پرداخت نمی کند و در نهایت بلایی که سر نویسنده و تصویرگر داخلی می آید، باعث می شود که انگیزه های نویسنده و هنرمند داخلی نیز از بین برود، چرا که معیشت این افر اد از این طریق تامین نمی شود.

*همه مشکلاتی که ذکر کردید تا چه اندازه اهمیت حوزه ادبیات کودک و نوجوان را در کشور کمرنگ کرده است؟

 امروز بر هیچ کس پوشیده نیست که اهمیت تربیت کودک چقدر مهم است و دوران حساس کودکی و نوجوانی که شاکله شخصیت یک انسان را می سازد، شخصیتی که می تواند خلاق، شجاع، تولید کننده و … بوده و می تواند بسیار بسیار مفید باشد و یا یک شخصیت بی اثر و منفعل را ایجاد کند و همه این ها در دوران کودکی و نوجوانی پایه گذاری می شود، اما متاسفانه خیلی ها راهکار را نمی دانند و ابزار را اشتباه گرفته اند!

 گاهی تصور می کنیم اگر یک کودک را از سنین پایین در کلاس های متعدد ثبت نام کنیم، لابد خدمتی به او کرده ایم، حال این که اساسا این شیوه غلط است؛ ما در تربیت کودک و نوجوان اگر که اهل کتاب و مطالعه باشیم، اولین موضوعی که متوجه می شویم این است که چیزی به نام اجبار در ادبیات وجود ندارد، چرا که  ادبیات یک آموزش غیر مستقیم و انتخابی است و ادبیات به کودک می آموزد که دنیا چقدر گسترده است و او شخصیت های دیگری را در دنیا می یابد و متوجه گستره آفرینش و توانمندی های خودش می شود.

فرزند ما وقتی در داستان، شخصیت سازی ذهنی و خلاقیت را یاد می گیرد، متوجه می شود که می تواند رفته رفته خلاقیت را رشد دهد، بخواند، بنویسد، بنوازد و از این روست که می گویم کتاب یک فرآیند آموزشی نیست و شخصیت ساز و انسان ساز است و درک آن نیازمند مواجهه با کتاب است.

 شما  فهرست کشورهای توسعه یافته دنیا را اگر بگذارید کنار کشورهایی که آمار مطالعه بالایی دارند، قطعا نام های مشابهی را پیدا می کنید، چرا که ارتباط مستقیمی بین میزان مطالعه مردم یک کشور و میزان توسعه یافتگی آنها وجود دارد و این درک آنهاست که کتاب آسان ترین راه برای رسیدن به تعالی است.

*نقش نهادهای دولتی و مسوولین را در این حوزه تا چه اندازه می بینید؟

مسوولین باید به این نتیجه برسند که  تربیت فرهنگی جامعه برعهده آنهاست و وظیفه دارند برای تربیت فرهنگی جامعه، کتاب را بیش از پیش به مردم معرفی کنند؛ در حالی که امروز کتاب را پیشنهاد نمی کنند، اگرچه شعارها در این خصوص فراوان است اما در عمل اتفاق خاصی رخ نمی دهد و به نظر می رسد، به اهمیت کتاب پی نبرده ایم؛ اگر پی برده بودیم چرا باید بیشترین میزان نشر کتاب های ما در حوزه کنکور باشد، چرا کودکان و نوجوانان را رو به روی هم قرار می دهیم برای نمره گرفتن و این همه اشکالاتی که به سیستم های آموزشی وارد است از خود ما شروع می شود.

 ما باید بفهمیم که هیچ کاری میسر نیست مگر این که فرهنگ سازی کرده باشیم؛ این که امروز درد ما اقتصاد و معیشت است، برای این است که متوجه نشده ایم درد واقعی،  دانایی و آگاهی است و اگر متوجه این مساله بودیم،  امروز بسیاری از مشکلات حوزه اقتصاد، سیاست و مسائل اجتماعی ما حل می شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *